چهل نامه کوتاه به همسرم

(Forty short letters to my wife)

چهل نامه کوتاه به همسرم مجموعه ای از نامه هایی است که نادر ابراهیمی هنگامی که مشغول یادگیری هنر خوشنویسی بوده به همسرش فرزانه منصوری نوشته است. وی در این نامه ها درباره زندگیشان در کنار هم ، عشق و مشکلاتشان صحبت می کند و آشکارا سختی ها و اضطراب مشترکشان را مطرح می کند. برای ابراهیمی نوشتن این نامه ها فقط فرصتی برای تمرین خوشنویسی نبود بلکه تمرینی برای کاوش و جست و جو در درک زندگی ، عشق و رابطه زناشویی است. این نامه ها نثری همچون شعر دارد و بسیار روان و به دور از تکلف های شاعری است. بعضی از آن نامه ها بلندند و بعضی کوتاه در حد چند سطر. ابراهیمی در این نامه ها به صادقانه ترین شکل ممکن عشقش را به همسرش ابراز داشته، گاه او را دوستانه نصیحت کرده و گاه آنچه از راه و رسم زندگی می دانسته با او در میان گذاشته است. خواندن این کتاب تنها خواندن نامه نیست بلکه تعمقی در شیوه ی نگرش ابراهیمی به مسائل زندگی و نیز تجربه ی عاشقی کردن است.

روزبهان
9789640024065
۱۴۰۴
۱۴۴ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
نادر ابراهیمی
صفحه نویسنده نادر ابراهیمی
۶۵ رمان نادر ابراهیمی نویسنده، فیلم‌ساز و پژوهشگر ایرانی بود و از چهره‌هایی است که در ادبیات معاصر فارسی حضوری چندسویه دارد. او در تهران به دنیا آمد و در داستان، رمان، ادبیات کودک و نوجوان، سینما و تلویزیون کار کرد. کارنامه او فقط به چند کتاب مشهور محدود نمی‌شود. ابراهیمی از آن نویسندگانی بود که نوشتن را با زیستن، سفر، کار فرهنگی و تجربه اجتماعی پیوند می‌زد و همین تنوع در لحن آثارش دیده می‌شود. «آتش بدون دود» از شناخته‌شده‌ترین آثار اوست؛ روایتی ...
دیگر رمان‌های نادر ابراهیمی
در جستجوی 2 بچه کاملا معمولی (سفرهای هامی و کامی 3)
در جستجوی 2 بچه کاملا معمولی (سفرهای هامی و کامی 3) شبیه هیچ سفر دیگری نیست؛ دو سال سفر کردن و مدرسه نرفتن خیلی خیلی هیجان انگیز است و البته کمی هم نگران کننده؛ بعدش چه اتفاقی می‌افتد؟ دوباره به مدرسه راهمان می‌دهند؟ عازم این سفر شدن، تصمیم سختی است، اما هامی و کامی و خانواده‌هایشان این ریسک را پذیرفته‌اند. آیا در میان راه پشیمان می‌شوند و به مدرسه برمی‌گردند؟
وسعت معنای انتظار (3 قصه نمایشی)
وسعت معنای انتظار (3 قصه نمایشی) زن نوجوان همسایه، با پیراهن نازک سپید کوتاه، پاهای سپید و برهنه بلند و زلف سیاه نرم لغزانی که بر شانه‌های نیمه‌برهنه‌اش لوندی می‌کرد، خم شد، بچه را از توی کالسکه بیرون آورد، به نرمی بالا برد، بر سر دو دست، و به نرمی از دست‌ها جدا کرد و باز گرفت. چشمان پر از خنده بچه یک لحظه بازتر از ...
آتش بدون دود 6 (7 جلدی)
آتش بدون دود 6 (7 جلدی)
آتش بدون دود 4 (7 جلدی)
آتش بدون دود 4 (7 جلدی)
مشاهده تمام رمان های نادر ابراهیمی
مجموعه‌ها