۱۱ رمان
عبدالمجید نجفی از نویسندگان ایرانی ادبیات کودک و نوجوان است و نامش در کنار آثاری دیده میشود که برای مخاطب کمسن، قصه را با زبان روشن و فضای آشنا پیش میبرند.
کار او در سنتی قرار میگیرد که سرگرمی را از تربیت جدا نمیبیند؛ قصه باید کودک را با خود ببرد، اما در همان مسیر چیزی از رابطه، مسئولیت و خیال به او بدهد.
در نوشتههایش معمولا جهان بچهها جدی گرفته میشود؛ شخصیتها قرار نیست نسخه کوچک بزرگسالان باشند، بلکه با ترسها، ...
هدف بامداد مقابل
دست در دست سوری از آنجا دور شد. مه صبحگاهی رقیقتر شده بود. پلهپله از پلههای ابری بالا رفتند.
لحظهای مکث کرد. سر برگرداند و در آن پایین مردی را بسته به تیر چوبی دید که با گلوله 7 سرباز از پای درآمده بود. با وجود این تیر خلاص هم به شقیقهاش شلیک شده بود.
بیا برویم دلاور! همه چیز ...
قصه های تصویری از تاریخ بیهقی 7
مترسکها ایستاده میخوابند (مجموعه داستان کوتاه)
جنگندهها هفت تا بودند. از شکاف دیوار پت و پهن قدیمی شیرجه زدند. هدف سر ده ساله من بود که «قاسم سلمونی» با ماشین نمره 2 شکل طالبی در آورده بود. تا از کوچه پاییز پرواز کنم به طرف خانه سر رسیدند و هفت نقطه سرم را جابهجا نیش زدند. تا من باشم چوب توی لانه زنبورهای شورشی نکنم.
مهتاج
نگاهش روی تک تک قیافههای حاضران سر خورد. به عروس برگشت و توری را بالا زد. ناگهان از آنچه دید نعرهای از ته دل کشید. ثریا با صورتی سوخته و با چشمهای مهتاج داشت او را نگاه میکرد. گردنبندی از جنس آذرخش به گردن داشت و هنوز هم شعلههای کوچک آتش، شکل شکوفههای ابتدای بهار در حال سوختن بود...