مجموعه داستان خارجی

مترسک‌ها ایستاده می‌خوابند (مجموعه داستان کوتاه)

جنگنده‌ها هفت تا بودند. از شکاف دیوار پت و پهن قدیمی شیرجه زدند. هدف سر ده ساله من بود که «قاسم سلمونی» با ماشین نمره 2 شکل طالبی در آورده بود. تا از کوچه پاییز پرواز کنم به طرف خانه سر رسیدند و هفت نقطه سرم را جابه‌جا نیش زدند. تا من باشم چوب توی لانه زنبورهای شورشی نکنم.

قطره
9786001193057
۱۳۹۰
۱۲۸ صفحه
۳۴۰ مشاهده
۰ نقل قول
عبدالمجید نجفی
صفحه نویسنده عبدالمجید نجفی
۱۱ رمان عبدالمجید نجفی از نویسندگان ایرانی ادبیات کودک و نوجوان است و نامش در کنار آثاری دیده می‌شود که برای مخاطب کم‌سن، قصه را با زبان روشن و فضای آشنا پیش می‌برند. کار او در سنتی قرار می‌گیرد که سرگرمی را از تربیت جدا نمی‌بیند؛ قصه باید کودک را با خود ببرد، اما در همان مسیر چیزی از رابطه، مسئولیت و خیال به او بدهد. در نوشته‌هایش معمولا جهان بچه‌ها جدی گرفته می‌شود؛ شخصیت‌ها قرار نیست نسخه کوچک بزرگسالان باشند، بلکه با ترس‌ها، ...
دیگر رمان‌های عبدالمجید نجفی
قصه های تصویری از تاریخ بیهقی 1
قصه های تصویری از تاریخ بیهقی 1 «نیرنگ بایتکین» جلد اول از مجموعه «قصه‌های تصویری از تاریخ بیهقی» است. این مجموعه را عبدالمجید نجفی به براساس کتاب مهم تاریخ بیهقی با زبانی ساده برای مخاطبان کودک و نوجوان نوشته است. متن با تصاویر زیبایی نیز همراه است که داستان را برای مخاطبان ملموس و عینی و آن‌ها را با داستان همراه می‌کند. نویسنده در این مجموعه کوشیده ...
10 قصه از تاریخ بیهقی
10 قصه از تاریخ بیهقی «ده قصه از تاریخ بیهقی»، جلد بیست‌و‌چهارم از مجموعه‌ی «قصه‌های قشنگ و قدیمی» است. عبدالمجید نجفی بخش‌هایی جذاب از اثر ماندگار تاریخ بیهقی را برای مخاطبان کودک و نوجوان بازنویسی کرده است. این مجموعه با تصویرسازی زیبا همراه است و تصاویر در کنار متن به درک بهتر کودکان از قصه‌ها کمک می‌کنند. «تاریخ بیهقی» کامل‌ترین و دقیق‌ترین سند از روزگار ...
قصه های تصویری از تاریخ بیهقی 9
قصه های تصویری از تاریخ بیهقی 9
با جام‌های شوکران
با جام‌های شوکران سعید پیراهن ورزشی پوشیده بود و از چشم راستش خون می‌آمد، اما بی‌توجه به اطراف سرگرم مسگری بود، برای او و مارال. به انتهای بازار رسید و سوار ماشن‌های کمپرسی شد. قیافه‌های مردان دستار بر سر زن‌ها و بچه‌هایی که به نظاره ایستاده بودند، کش می‌آمد. باد خنکی می‌وزید. پرچم‌ها در اهتزاز بودند و چفیه‌ها در باد می‌رقصیدند. از خوزستان ...
مشاهده تمام رمان های عبدالمجید نجفی
مجموعه‌ها