رمان نوجوان

مامان بیتای ناتمام

نه ثانیه بعد دستگیره‌ی در اتاقم چرخید. باران، صدای پا، صدای ضربه‌های ساعت و سنگینی خودم. پنجره‌ی اتاق به بهانه‌ی گرم بودن هوا باز شد. صدای فندک شنیدم و بوی دود سیگار در اتاق پیچید. چشم‌هایم باز نمی‌شد. زور می‌زدم اما نمی‌توانستم. سیزده دقیقه بعد هیکل سایه‌ای آمد طرف من، ایستاد کنار تخت و هشت ثانیه زل زد به من. بعد بالش را از زیر سرم کشید و گذاشت روی صورتم. نفس کشیدن سخت شد. اما سایه با همه‌ی سنگینی‌اش نشست روی بالش. نمی‌توانستم نفس بکشم. شروع کردم به دست و پا زدن. بی‌فایده بود. جیغ کشیدم. صدایم به هیچ‌جا نرفت...

قطره
9786001192425
۱۳۹۰
۱۴۸ صفحه
۳۵۰ مشاهده
۰ نقل قول
عبدالمجید نجفی
صفحه نویسنده عبدالمجید نجفی
۱۱ رمان عبدالمجید نجفی از نویسندگان ایرانی ادبیات کودک و نوجوان است و نامش در کنار آثاری دیده می‌شود که برای مخاطب کم‌سن، قصه را با زبان روشن و فضای آشنا پیش می‌برند. کار او در سنتی قرار می‌گیرد که سرگرمی را از تربیت جدا نمی‌بیند؛ قصه باید کودک را با خود ببرد، اما در همان مسیر چیزی از رابطه، مسئولیت و خیال به او بدهد. در نوشته‌هایش معمولا جهان بچه‌ها جدی گرفته می‌شود؛ شخصیت‌ها قرار نیست نسخه کوچک بزرگسالان باشند، بلکه با ترس‌ها، ...
دیگر رمان‌های عبدالمجید نجفی
با جام‌های شوکران
با جام‌های شوکران سعید پیراهن ورزشی پوشیده بود و از چشم راستش خون می‌آمد، اما بی‌توجه به اطراف سرگرم مسگری بود، برای او و مارال. به انتهای بازار رسید و سوار ماشن‌های کمپرسی شد. قیافه‌های مردان دستار بر سر زن‌ها و بچه‌هایی که به نظاره ایستاده بودند، کش می‌آمد. باد خنکی می‌وزید. پرچم‌ها در اهتزاز بودند و چفیه‌ها در باد می‌رقصیدند. از خوزستان ...
10 قصه از تاریخ بیهقی
10 قصه از تاریخ بیهقی «ده قصه از تاریخ بیهقی»، جلد بیست‌و‌چهارم از مجموعه‌ی «قصه‌های قشنگ و قدیمی» است. عبدالمجید نجفی بخش‌هایی جذاب از اثر ماندگار تاریخ بیهقی را برای مخاطبان کودک و نوجوان بازنویسی کرده است. این مجموعه با تصویرسازی زیبا همراه است و تصاویر در کنار متن به درک بهتر کودکان از قصه‌ها کمک می‌کنند. «تاریخ بیهقی» کامل‌ترین و دقیق‌ترین سند از روزگار ...
مهتاج
مهتاج نگاهش روی تک تک قیافه‌های حاضران سر خورد. به عروس برگشت و توری را بالا زد. ناگهان از آنچه دید نعره‌ای از ته دل کشید. ثریا با صورتی سوخته و با چشم‌های مهتاج داشت او را نگاه می‌کرد. گردنبندی از جنس آذرخش به گردن داشت و هنوز هم شعله‌های کوچک آتش، شکل شکوفه‌های ابتدای بهار در حال سوختن بود...
قصه های تصویری از تاریخ بیهقی 2
قصه های تصویری از تاریخ بیهقی 2
مشاهده تمام رمان های عبدالمجید نجفی
مجموعه‌ها