۱۷ رمان
آرتور میلر، نمایشنامهنویس آمریکایی است و نامش با آثاری شناخته میشود که به رؤیای آمریکایی، گناه، خانواده، قدرت و وجدان نزدیکاند. در معرفی او، بهتر است به جای جملههای کلیشهای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتابهایش برمیگرداند.
مسیر کار او نشان میدهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان میآید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمانهای پرخوانندهای که بیواسطه با مخاطب حرف میزنند.
از آثار یا زمینههای شناختهشده او میتوان به ...
بابابزرگ و مجسمه
آرتور میلر نمایشنامهنویس برجسته آمریکایی، از پدری کارخانهدار و مادری آموزگار در نیویورک متولد شد. چهارده ساله بود که ورشکستگی پدرش در دوران بحران اقتصادی امریکا او را به ترک تحصیل و پرداختن به کارگری واداشت. اما پس از جنگ جهانی دوم بود که با دهمین نمایشنامه صحنهایاش، همه پسران من به شهرت رسید.
بابابزرگ و مجسمه پانزدهمین نمایشنامه رادیویی ...
مرگ فروشنده
چارلی: هیچکس جرئت نداره این مرد رو سرزنش کنه. شماها نمیفهمید. ویلی یه فروشنده بود. برای یه فروشنده، زندگی آخر خط نداره. اون پیچ تو مهره نمیکنه، از قانون حرف نمیزنه، یا نسخه برای مریضیت نمیده. یه مردیه که کیلومترها دور از خونه، در اوج غصه هم باشه، زندگیش بسته به یه لبخند و کفشیه که برق بزنه. و وقتی ...
سرود رستاخیز
[صحنه کاملا تاریک است. حلقهای از نور آشکار میشود. ژانین را مییابد و بر او متمرکز میشود. ژانین روی ویلچر نشسته، تمام بدنش باندپیچی شده، یک پایش درون گچ است و به صورت افقی در راستای بدنش قرار گرفته. او تماشاچیان را مخاطب قرار میدهد.]
ژانین: بالاخره یه روز صبح، بدون اینکه مسئله ترس یا احساس خطری در کار باشه، ...
ساعت آمریکایی
از اون همه آدم متعصب و افراطی که همیشه داد و بیداد راه مینداختن و عملا هیچوقت کوچکترین کاری نمیکردن، خودمو کنار کشیدم. از بحثهای پرخشم و هیاهوی کسانی که از کارگرها، جهودها، سیاهها، و خارجیها نفرت داشتن. بعضی وقتها جو سیاسی کشور، بوی نفرت میگرفت و بدتر از همه اونکه بعد از حدود دو سال، همه فهمیده بودن که ...
مرگ فروشنده
آرتور میلر در سال 1949 با نمایشنامه مرگ فروشنده جایزه پولیتزر را از آن خود کرده. نمایشنامه فاجعه زندگی مردی است که به گفته نویسنده بر نیروهای زندگی نظارت و اختیاری ندارد. داستان تاملی بر زندگی انسانهایی است که تنها وقتی مطرح هستند که سود میرسانند و سپس در خلا رها میشوند. خانه او در حصار دیوارهای بلند آسمانخراشها به ...