۱۹ رمان
آرتور میلر، نمایشنامهنویس آمریکایی است و نامش با آثاری شناخته میشود که به رؤیای آمریکایی، گناه، خانواده، قدرت و وجدان نزدیکاند. در معرفی او، بهتر است به جای جملههای کلیشهای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتابهایش برمیگرداند.
مسیر کار او نشان میدهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان میآید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمانهای پرخوانندهای که بیواسطه با مخاطب حرف میزنند.
از آثار یا زمینههای شناختهشده او میتوان به ...
شیشه ی شکسته
نمایشنامهی «شیشهی شکسته»، از آثار متأخر آرتور میلر، در سال ۱۹۹۴ منتشر و در برادوی اجرا شد. این اثر در ژانر درام روانشناختی-تاریخی جای میگیرد و ماجراهایش در بروکلین، نیویورک، در نوامبر ۱۹۳۸، درست پس از واقعهی کریستالناخت (شب شیشههای شکسته) در آلمان نازی روی میدهد. میلر در این نمایشنامه، بحرانهای شخصی و جمعی را در هم میآمیزد تا نشان ...
خاطره دو دوشنبه
«خاطره دو دوشنبه» کتابی نوشته آرتور میلر، نویسنده آمریکایی است. این اثر در دسته ادبیات نمایشی قرار میگیرد. «خاطره دو دوشنبه» شامل سه نمایشنامه تک پردهای است. یکی از نمایشنامههای این اثر «خاطره دو دوشنبه» نام دارد که میلر نوشتن آن را در سال 1952 آغاز کرد و در سال 1955 به پایان رساند و در همان سال هم روی ...
همه پسران من
کریس: چیه؟ اگه بندازمش پشت میلهها مرده زنده میشه؟
پس واسه چی این کار رو بکنم؟ اونجا هر کی مثل سگ رفتار میکرد با تیر میزدیمش، ولی اونجا شرافت واقعی در کار بود، برای حفظ چیزی اون کار رو میکردیم. اما اینجا؟
اینجا سرزمین سگهای بزرگه، اینجا قرار بر دوست داشتن آدمها نیست، بر خوردن آدمهاست! اصل بر اینه؛ اساس ...
پس از سقوط و حادثه در ویشی
آرتور میلر(1915-2005) از چهرههای مهم تئاتر آمریکا محسوب میشود. او بیش از هفت دهه فعالیت مستمر داشت و در زمان مرگش، یکی از بزرگترین نمایشنامهنویسان قرن بیستم محسوب میشد. عدهای او را آخرین حرفهای در تئاتر آمریکا میدانند. با اعلام خبر مرگ او تمام تئاترهای برادوی چراغهایشان را خاموش کردند.
(پس از سقوط) (1946)، یکی از شخصیترین نمایشنامههای این نویسنده محسوب ...
مرگ فروشنده
چارلی: هیچکس جرئت نداره این مرد رو سرزنش کنه. شماها نمیفهمید. ویلی یه فروشنده بود. برای یه فروشنده، زندگی آخر خط نداره. اون پیچ تو مهره نمیکنه، از قانون حرف نمیزنه، یا نسخه برای مریضیت نمیده. یه مردیه که کیلومترها دور از خونه، در اوج غصه هم باشه، زندگیش بسته به یه لبخند و کفشیه که برق بزنه. و وقتی ...