شیشه ی شکسته

(Broken Glass)

نمایشنامه‌ی «شیشه‌ی شکسته»، از آثار متأخر آرتور میلر، در سال ۱۹۹۴ منتشر و در برادوی اجرا شد. این اثر در ژانر درام روانشناختی-تاریخی جای می‌گیرد و ماجراهایش در بروکلین، نیویورک، در نوامبر ۱۹۳۸، درست پس از واقعه‌ی کریستال‌ناخت (شب شیشه‌های شکسته) در آلمان نازی روی می‌دهد. میلر در این نمایشنامه، بحران‌های شخصی و جمعی را در هم می‌آمیزد تا نشان دهد چگونه رویدادهای تاریخی و ترس‌های اجتماعی در درون روان انسان نفوذ می‌کنند و به شکل بیماری، سکوت یا فروپاشی بروز می‌یابند. داستان بر زوجی یهودی، فیلیپ و سیلویا گلبرگ، تمرکز دارد. سیلویا ناگهان از کمر به پایین فلج می‌شود، در حالی که هیچ علت جسمی برای آن یافت نمی‌شود. او به شدت تحت تأثیر اخبار و تصاویر خشونت‌بار کریستال‌ناخت قرار گرفته است، خصوصا تصویری از یک پیرمرد یهودی که مجبور به تمیز کردن پیاده‌رو با مسواک شده بود. فلج او ظاهرا روان‌تنی است؛ نشانه‌ای از تروما، اضطراب و بحران هویت. فیلیپ، همسرش، مردی است که از یهودیت خود فاصله گرفته و در بانک کار می‌کند، نگران طبقه و وجهه‌ی اجتماعی است و رنج هم‌کیشانش را کوچک می‌شمارد. او برای درمان سیلویا به سراغ دکتر هری هایمن می‌رود، که به‌تدریج درمی‌یابد بیماری زن نه‌تنها ناشی از وقایع بیرونی، بلکه ریشه‌دار در سردی، انکار و ناهماهنگی ازدواج اوست. در طول نمایش، میلر با دقت روانکاوانه نشان می‌دهد که چگونه ترس‌های جمعی در بدن و ذهن فرد رسوب می‌کنند. فلج سیلویا استعاره‌ای است از فلج اخلاقی جامعه‌ای که در برابر ظلم سکوت می‌کند. همان‌گونه که شیشه‌ها در کریستال‌ناخت شکسته می‌شوند، شیشه‌ی اعتماد و هویت درون شخصیت‌ها نیز ترک برمی‌دارد. فیلیپ از پذیرش یهودی‌بودن و آسیب‌پذیری خود می‌گریزد؛ او ترجیح می‌دهد در طبقه‌ی متوسط آمریکایی حل شود تا اینکه با رنج قومش همدلی کند. اما این انکار، رابطه‌ی او با سیلویا را از درون متلاشی کرده است. در نقطه‌ی اوج، فیلیپ در جریان جدالی عاطفی دچار حمله‌ی قلبی می‌شود و پس از این بحران جسمی، فلج سیلویا بهبود می‌یابد؛ گویی فقط با شکستن انکار و مواجهه با حقیقت می‌توان از فلج رهایی یافت. میلر در «شیشه‌ی شکسته» مضامینی چون تروما، انکار، گناه، هویت، جذب فرهنگی و مسئولیت اخلاقی را در هم تنیده است. او نشان می‌دهد که چگونه رویدادهای تاریخی عظیم، حتی در هزاران کیلومتر دورتر، در ناخودآگاه انسان‌های به ظاهر امن رسوخ می‌کنند. سیلویا با درد خود به بازتابی از جهان بی‌رحم بیرونی بدل می‌شود؛ و ازدواج او با فیلیپ، به مثابه آینه‌ای از تضاد میان خودشناسی و فرار از ریشه‌ها. نمایشنامه از نظر لایه‌مندی نمادین درخشان است: «شیشه‌ی شکسته» نمادی از شکنندگی حقیقت و شفافیتی است که دیگر وجود ندارد. از لحاظ سبک، میلر با زبانی ساده و گفت‌وگومحور، به عمق روان انسان نفوذ می‌کند و تنش درونی را جایگزین کنش بیرونی می‌سازد. با این حال، برخی منتقدان، بار روانشناختی اثر را سنگین یا تمثیل فلج را اندکی تصنعی دانسته‌اند. در نهایت، «شیشه‌ی شکسته» نه تنها داستانی درباره‌ی یک بیماری روان‌تنی یا ازدواج بحران‌زده است، بلکه تأملی ژرف درباره‌ی اخلاق، هویت و بیداری وجدان است. میلر با پرسش‌هایی بنیادین نمایش را به پایان می‌برد: تا کجا می‌توان انکار کرد؟ چگونه سکوت فردی به همدستی جمعی بدل می‌شود؟ و آیا پس از شکستن شیشه، راهی برای ترمیم باقی می‌ماند؟ این نمایشنامه، با تلفیق تروما و مسئولیت، از قدرتمندترین تأملات میلر درباره‌ی وضعیت انسان مدرن باقی مانده است.

قطره
9786223081040
۱۴۰۳
۱۲۸ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
آرتور میلر
صفحه نویسنده آرتور میلر
۱۹ رمان آرتور میلر، نمایشنامه‌نویس آمریکایی است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به رؤیای آمریکایی، گناه، خانواده، قدرت و وجدان نزدیک‌اند. در معرفی او، بهتر است به جای جمله‌های کلیشه‌ای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتاب‌هایش برمی‌گرداند. مسیر کار او نشان می‌دهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان می‌آید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمان‌های پرخواننده‌ای که بی‌واسطه با مخاطب حرف می‌زنند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او می‌توان به ...
دیگر رمان‌های آرتور میلر
ساعت آمریکایی
ساعت آمریکایی از اون همه آدم متعصب و افراطی که همیشه داد و بیداد راه می‌نداختن و عملا هیچ‌وقت کوچک‌ترین کاری نمی‌کردن، خودمو کنار کشیدم. از بحث‌های پرخشم و هیاهوی کسانی که از کارگرها، جهودها، سیاه‌ها، و خارجی‌ها نفرت داشتن. بعضی وقت‌ها جو سیاسی کشور، بوی نفرت می‌گرفت و بدتر از همه اونکه بعد از حدود دو سال، همه فهمیده بودن که ...
مرگ فروشنده (دی وی دی نمایش‌نامه)
مرگ فروشنده (دی وی دی نمایش‌نامه) .
مرگ فروشنده سرازیر در کوه مورگن
مرگ فروشنده سرازیر در کوه مورگن ماجرا در داخل خانه و حیاط ویلی ومن و در مکان‌های مختلفی که در نیویورک و بوستن امروز ویزیت می‌کند اتفاق می‌افتد. بیف: یه فکری به ذهنم رسید که به نظرم امتحانش کنم. هپی: چیه؟ بیف: بیل آلیور یادته؟ هپی: معلومه. آلیور الان کله گنده‌ای شده واسه خودش. دوباره می‌خوای برای اون کار کنی؟ بیف: نه، ولی وقتی از پیشش می‌اومدم بیرون، یه چیزی ...
سقف کلیسای جامع خطر خاطره
سقف کلیسای جامع خطر خاطره .
مشاهده تمام رمان های آرتور میلر
مجموعه‌ها