آغاز ما در زندگی

(Nos débuts dans la vie)

نمایشنامه «آغاز ما در زندگی» که پاتریک مودیانو در سال ۲۰۱۷ نزد گالیمار منتشر کرد، یکی از صمیمی‌ترین و کم‌حجم‌ترین اما پرطنین‌ترین متن‌های نمایشی اوست؛ اثری که مانند دیگر کارهایش، مرز میان زمان، خاطره و هویت را در فضایی کم‌نور و آرام از نو ترسیم می‌کند. داستان در یک تئاتر خالی آغاز می‌شود؛ جایی که ژان، نویسنده جوان، در حال تمرین «مرغ دریایی» چخوف است و در کنار دومینیک، بازیگر تازه‌کاری که چنین به نظر می‌رسد که نخستین قدم‌هایش در هنر نمایش با لرزشی آمیخته به امید برداشته می‌شود. ژان نسخه خطی خود را چون شیئی مقدس به مچ دست بسته و این تصویر، نمادی است از شکنندگی آغازهای ادبی، از ترس و امید یک نویسنده جوان که هنوز نمی‌داند جهان قرار است با متن او چه کند. ورود دو شخصیت مسن‌تر، الویر و کاوکس، حلقه تنش را تنگ‌تر می‌کند: الویر، مادر ژان و بازیگری سالخورده از تئاتر بلوار، در حالی ظاهر می‌شود که بار خستگی و ابهام بر چهره‌اش سنگینی می‌کند؛ و کاوکس، روزنامه‌نگاری جاه‌طلب با ظاهری حمایتی اما نیت‌هایی نه‌چندان شفاف، تضادی میان نصیحت و سلطه‌جویی ایجاد می‌کند. این دو، همچون سایه‌های گذشته، بر فضای تمرین سنگینی می‌کنند و مودیانو با ظرافتی که در کارهایش منحصر به اوست، مرز میان خانواده، هنر و خاطره را از ابتدا تار می‌سازد. زمان در این نمایشنامه چنان رفتار می‌کند که گویی ماده‌ای سیال و همیشه گریزپا است. گفت‌وگوهای ژان و دومینیک، تمرین صحنه‌ها و حتی برخوردهای ساده میان آنها، بی‌وقفه با خاطرات دوران نوجوانی ژان درمی‌آمیزد؛ گویی تئاتر به مکانی تبدیل شده که گذشته از درهای پشتی آن بیرون نمی‌رود و شخصیت‌ها هر لحظه با تکه‌هایی از زندگی خودشان روبه‌رو می‌شوند. دومینیک که نقش نینا را بازی می‌کند، در یک آینه دوگانه ظاهر می‌شود: زندگی شخصی او ناخواسته پژواکی از جهان چخوف پیدا می‌کند و همین انعکاس، فضای «تئاتر در تئاتر» را عمیق‌تر می‌سازد. مودیانو در این اثر، همچون رمان‌های مهمش، فقدان و هراس‌های شکل‌دهنده شخصیت را نه با رویدادهای آشکار، بلکه با سکوت، مکث‌ها و واژه‌هایی که بیشتر از آنکه گفته شوند، حذف شده‌اند، تعریف می‌کند. یکی از رگه‌های پررنگ نمایش، مسئله هویت است؛ این پرسش که انسان چگونه از لابه‌لای خاطرات نیم‌سایه‌وار و پیوندهای خانوادگی گاه مسموم، خود را پیدا می‌کند. الویر تصویر مادری است که حضورش بیش از آنکه آرام‌بخش باشد، نشان از پیچیدگی‌های حل‌نشده دارد، و کاوکس در قامت مانعی بیرونی ظاهر می‌شود که ژان باید از آن عبور کند تا صدای اصیل خود را بیابد. اما مودیانو هرگز به نقد مستقیم یا درام‌آفرینی تند روی نمی‌آورد: او با لحن مینیمالیستی، با صحنه‌های کوتاه و تبادلات موجز، فضایی می‌سازد که همه‌چیز در سایه اتفاق می‌افتد؛ آن‌جا که ناگفته‌ها بار اصلی را به دوش می‌کشند. همین اقتصاد واژگانی است که متن را هم لطیف می‌کند و هم رمزآلود، و گاه آن‌چنان شخصی که خواننده ناآشنا با جهان مودیانو ممکن است احساس کند در حال ورود به خصوصی‌ترین لایه‌های یک خاطره رمزگذاری‌شده است. در نهایت، «آغاز ما در زندگی» نه فقط درباره تمرین یک نمایش، نه درباره رابطه مادر و پسر، و نه حتی درباره آغاز کار یک نویسنده و یک بازیگر، بلکه درباره تلاش انسان برای بازسازی خویشتن از دل سایه‌های گذشته است. متنی است آغشته به نوستالژی، سکوت، جست‌وجوی ریشه‌ها و نوعی مالیخولیای آرام که امضای بی‌چون‌‌وچرای مودیانوست. برای خوانندگانی که با جهان او آشنا هستند، این نمایشنامه همچون در کوچکی است که به قلب همان دغدغه‌های همیشگی باز می‌شود؛ و برای دیگران، دعوتی است به کشف یکی از شاعرانه‌ترین صداهای ادبیات معاصر فرانسه.

مهراندیش
9786228158068
۱۴۰۳
۸۰ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
پاتریک مودیانو
صفحه نویسنده پاتریک مودیانو
۱۴ رمان پاتریک مودیانو، نویسنده فرانسوی و برنده نوبل ادبیات است و نامش با آثاری پیوند خورده که به حافظه، اشغال فرانسه، هویت، فراموشی و پاریس نزدیک‌اند. این معرفی قرار نیست فهرست‌وار باشد؛ مهم‌تر این است که بفهمیم خواننده چرا به سمت کتاب‌های او می‌رود. در کار او، روایت معمولاً از یک نیاز روشن شروع می‌شود: گفتن قصه، ساختن جهان، ثبت تجربه، یا نزدیک شدن به مسئله‌ای انسانی. همین نقطه شروع باعث می‌شود متن فقط اطلاعات ندهد و حال‌وهوایی مستقل پیدا کند. از آثار ...
دیگر رمان‌های پاتریک مودیانو
رختکن کودکی
رختکن کودکی وقتی او را دیدم، کنار نرده پر نقش و نگاری نشسته بودم که کافه را از سالن بیلیارد جدا می‌کند، نتوانستم بلافاصله خطوط چهر‌ه‌اش را تشخیص بدهم. بیرون، نور خورشید به حدی شدید است که آدم هنگام وارد شدن به کافه چشمش سیاهی می‌رود. لکه روشن کیف دستی طلایی رنگش، بازوهای برهنه و صورتش که از سایه بیرون آمده است؛ ...
بهار سگی
بهار سگی بهار سال 1964، وقتی نوزده سالم بود،‌ با فرانسیس جانسن آشنا شدم و امروز تصمیم دارم با تکیه بر اندک دانسته‌هایم، راجع به او بنویسم. صبح زود بود، در کافه‌ای در میدان دانفرات راشرو با دوستی هم‌سن و سال خودم نشسته بودم. جانسن پشت میزی روبه‌روی ما نشسته بود و لبخندزنان ما را نگاه می‌کرد. لحظه‌ای بعد، از داخل کیفی ...
بهار لعنتی
بهار لعنتی این داستان مرد جوانی است که روزی در یکی از کافه های پاریس با عکاسی به نام فرانسیس ژانسن آشنا می شود و این آشنایی به رابطه دوستانه ای در طول مدت سه ماه می انجامد. مرد جوان تصمیم می گیرد تا فهرستی از تمام عکس هایی که ژانسن گرفته تهیه کند تا حاصل یک عمر هنر او این طور ...
بیست و هشت بهشت
بیست و هشت بهشت
خاطرات خفته
خاطرات خفته زمانی از روز را که ترجیح می‌دادم، زمستان پاریس بین ساعت شش تا هشت و نیم صبح بود، که هوا هنوز تاریک بود. مهلتی پیش از برآمدن روز. زمان معلق بود و آدمی خویشتن را سبک‌تر از همیشه احساس می‌کرد. من به کافه‌های مختلف پاریس که در آن ساعت درهایشان را به روی اولین مشتری‌ها باز می‌کردند رفت و آمد ...
مشاهده تمام رمان های پاتریک مودیانو
مجموعه‌ها