مردان نامرئی

(Mardane Namaree)

این کتاب روایت مردانی است که در بخش حفاظت اطلاعات و شناسایی خط مقدم جبهه‌اند. تمرکز اصلی ماجراهای کتاب روی عملیات‌های جاسوسی و ضدجاسوسی از طرف ایران و عراق است. نقطه قوت این کتاب آوردن اسامی واقعی است؛ از هاشمی، رضایی و قالیباف در جبهه خودی گرفته تا ژنرال وفیق سامرایی و ماهر عبدالرشید و دیگران در خط عراق.

جمکران
9789649737041
۱۴۰۰
۴۳۹ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های صادق کرمیار
فریاد در خاکستر
فریاد در خاکستر هراس‌خورده و سرآسیمه بود، با چشمهایی جنون‌زده و نگاهی خیره (گرچه توصیف شکل و شمایل او آن‌قدر بی‌فایده است که حتی به فکر کردنش نمی‌ارزد، اما... به هرحال، او هم مثل همه دوتا گوش و دوتا چشم، یک دهان و یک بینی گنده - بینی زمخت و پخی که موهای داخل آن با موهای پشت لبش پیوندخورده - با بقیه ...
نامیرا
نامیرا مسلم شروع به سخن کرد. گفت: «سپاس و ستایش تنها خدایی را سزد که بندگانش را به نیکی‌ها و راستی‌ها فرمان می‌دهد و از بدی‌ها و کژی‌ها باز می‌دارد! آن‌چه اکنون از من می‌شنوید، سخن مولایم حسین است که از رنج شما در رنج است و از شادی شما شاد. به خدا سوگند! اگر همه بندگان خدا یکدیگر را به نیکی ...
غنیمت
غنیمت باید بغض‌ام را می‌خوردم تا بتوانم جوابش را بدهم. ـ گفته‌اند نگو؟ ـ نه... نمی‌دانم... یعنی... فکر می‌کنم دخترم است. ـ دخترت؟!... دریا؟ ـ آره... گردن‌بندش را می‌بینی؟ همان شمایلی‌ست که وقتی نوزاد بود، مادرم به قنداق‌اش سنجاق کرد. شاکری روی گردن‌بند نگه داشت. - مطمئنی؟ ـ فکر کردم شاید حرف‌هایی زده باشد که مطمئنم کند.
حریم
حریم شاید برخی از خوانندگان عزیز این کتاب تصور کنند، داستان یعنی دروغ، یعنی اغراق، یعنی یک کلاغ چهل کلاغ، اما باور بفرمایید، داستان آقای شمس به طرز کاملا غیرقابل باوری، مو به مو اتفاق افتاده. با این حال، اگر حرف مرا قبول ندارید، خودتان بخوانید و چنان‌چه یک کلمه دروغ در آن دیدید، دیگر نخوانید...
مشاهده تمام رمان های صادق کرمیار
مجموعه‌ها