مثل آواز دیدگان

(Mesl-e Avaz-e Didegan)

برای نوذر اسمعیلی نوشتن نه فقط ابزاری برای قصه‌گویی که انگار بیش‌تر فرصتی است برای ثبت تداعی‌های ذهن؛ شاید به واسطه‌ی همین نگاه باشد که بیش‌تر اوقات حس‌و‌حال نوشته‌های او بر دیگر عناصر روایی قصه‌های‌اش می‌چربد. از همین‌رو نوشته‌های او کیفیتی سهل و ممتنع می‌یابند که انگار ناشی از همان فضایی است که از تداعی تصاویر و خاطرات و لحظه‌ها حاصل شده و انگار او به مدد آن‌ها جهان‌اش را به شکلی استعاری برای ما تصویر می‌کند.

شورآفرین
9786222590741
۱۴۰۰
۱۳۰ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های نوذر اسمعیلی
وقایع‌نگاری نگاه مجموعه روایت
وقایع‌نگاری نگاه مجموعه روایت دیروز یکی از استادام ازم پرسید: «اول شخص می‌نویسی یا سوم شخص؟» - اول شخص. - دانای کلی؟ - نه. پرحرف کل. - گفتم بهت که. سوم شخص بنویس که مساله‌ای پیش نیاد. - استاد فعلا این‌طوری راحت‌تر زندگی می‌کنم. فکر می‌کنم صادق‌تر هم هستم. - می‌دونم، یه هنرمند باید به صدای درونش گوش بده، ولی شرایط هم گاهی چیزایی ...
ماجرای رخسار دوست و 2 نمایش‌نامه دیگر
ماجرای رخسار دوست و 2 نمایش‌نامه دیگر زن: خب این هم گشنیز، این هم ترخون. به به چه سبزی خوردنی! چه ناهاری بشه! حتی تنهایی. گرچه ترجیح می‌دادم دختر خاله پیشم بود. یه روز با دوست، دو روز تنها، این هم یه جور قسمته. بد هم نیست، مزایای هر کدوم رو خوب درک می‌کنم. ولی عجب ریحون‌هایی، مدتی بود سبزی به این خوبی نیاورده بود. کاش بیشتر ...
عاشقانه های خونه ی مادربزرگه
عاشقانه های خونه ی مادربزرگه
ساده‌ی بی‌نهایت
ساده‌ی بی‌نهایت
مشاهده تمام رمان های نوذر اسمعیلی
مجموعه‌ها