خال خالی و یک سوال بزرگ

(Khal Khali)

خال خالی آن بالای بالا بود. بالاتر از هر پرنده ای که می توانست توی آسمان پرواز کند. بالاتر از هر ابری که می توانست ببارد و بالاتر از آن که کسی از روی زمین بتواند او را میان رنگ آبی آسمان پیدا کند و با انگشت به دیگران نشانش بدهد. ...خال خالی چشم هایش را باز کرد و قیافه ی شگفت زده ی آقای جنگلبان را دید که داشت با او صحبت می کرد...

قو
9789641561309
۱۴۰۰
۳۶ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های مرجان ظریفی
خال خال جریمه می شود
خال خال جریمه می شود خال خالی ، یک اژدهای امروزی بود. یعنی با اژدهای های قدیمی کمی فرق داشت. گاهی فکر می کرد چون هنوز تاریخ و سرگذشت اجدادشان را نخوانده است و فوت و فن های زندگی اجدادش را نمی داند، با آنها فرق دارد. در این جلد خانم صندوقدار به خال خالی می گوید باید کارهایی انجام بدهد که از نظر خال ...
خال خالی و سوپ شگفت انگیز
خال خالی و سوپ شگفت انگیز خال خالی یک اژدهای امروزی بود. یعنی او با همه ی اژدهاهای قدیمی فرق داشت. او دوست داشت به شهر بیاید و در بین مردم زندگی کند. هر روز سوار مترو شود و سرکار برود. اما هزینه های زندگی در شهر برای یک اژدها خیلی زیاد بود. تا اینکه یک روز...
پروانه و گلوله
پروانه و گلوله
خال خالی به شهر می رود
خال خالی به شهر می رود خال خالی همیشه از خودش این سوال را می پرسید: یک اژدها برای زندگی بهتر چه چیزهایی لازم دارد؟ خال خالی، یک اژدهای امروزی بود. یک بچه اژدهای خاکستری، که چند تا خال زرد و نارنجی صورت و گردنش را رنگارنگ کرده بود. به نظر پدر پدربزرگش، او با اجدادش کمی فرق داشت...
خال خالی وقانون شماره هفت
خال خالی وقانون شماره هفت خال خالی بچه اژدهایی بود که با اجدادش کمی فرق داشت. خودش هم دقیقا نمی دانست با اقوام پیرش چه فرقی دارد؟ یک روز صبح که خال خالی از خواب بیدار شد تا سرکار برود حس کرد آن روز، روز عجیبی است. آن روز هوا خیلی سرد بود و همه جا ساکت و خلوت بود...
مشاهده تمام رمان های مرجان ظریفی
مجموعه‌ها