املاک رابینسون

(Robinson Estate)

داستان‌های حامد حبیبی گاهی به یک قطعه شعر می‌ماند؛ پر از تصویر آدم‌ها و مکان‌هایی محو. انگار نویسنده از پشت شیشه‌ای بخارگرفته به جهان می‌نگرد و خواننده را با خود همراه می‌کند تا با آنچه پیش از این از کنارش به‌آسانی گذشته روبه‌رو شود. گاهی فضایی ملتهب و کابوس‌وار خلق می‌شود که از واقعیت‌های روزمره زندگی جدا نیست؛ درست مثل رویایی که اتفاق وحشتناکی در آن نمی‌افتد، اما حضور در آن موقعیت دلهره‌آور است. حبیبی قهرمان قصه و خواننده‌اش را میان واقعیت و رویا در جهانی کژومژ رها می‌کند. همه آنچه روایت می‌شود، آنچه از دید راوی و شخصیت دیده می‌شود، این فضای کج و معوج آن چیزی است که انسان زیسته در این عصر، ناخواسته، به آن مبتلاست؛ آن رنجی که تنها ادبیات توانایی نمود آن را دارد. این داستان‌ها جلوه‌هایی از جهان امروزند که نه می‌توان گفت رئالیسم محض است و نه می‌توان آن را ذیل ژانر دیگری دسته‌بندی کرد. جهانی که نویسنده ساخته هرچند پر از خشم، نقص، کجی و کاستی است، همان امر واقع و از جادررفتگی جهانی است که حقیقت زیر پوست این زندگی را نمایان می‌کند. املاک رابینسون مجموعه‌داستانی شامل ده داستان کوتاه نوشته حامد حبیبی است. انتشارات ققنوس پیش از این کتاب دیگری با عنوان آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند از همین نویسنده منتشر کرده است، که این اثر برگزیده جایزه بنیاد گلشیری سال ۸۸، برنده هفتمین جایزه ادبی اصفهان و تقدیرشده جایزه روزی روزگاری بوده است.

هیلا
9786226662246
۱۴۰۰
۷۹ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده حامد حبیبی
۶ رمان حامد حبیبی داستان‌نویس ایرانی است؛ از نویسندگان داستان کوتاه و رمان معاصر فارسی است. او با ایران پیوند دارد؛ همین زمینه در لحن، دغدغه یا مسیر حرفه‌ای او رد مستقیم یا غیرمستقیم گذاشته است. آثار او به زندگی شهری، موقعیت‌های انسانی و لحظه‌های کوچک اما معنادار توجه دارند. حبیبی با نثری کنترل‌شده و نزدیک به تجربه روزمره می‌نویسد. حضور او بخشی از جریان داستان‌نویسی معاصر است که به ظرافت لحظه و شخصیت اهمیت می‌دهد. برای مخاطب فارسی، آثارش تجربه‌ای از داستان‌های آرام و دقیق امروز ...
دیگر رمان‌های حامد حبیبی
ماه و مس
ماه و مس
بودای رستوران گردباد
بودای رستوران گردباد باید برای همسایه‌ها مرده باشم، نه اینکه مرده باشم، اصلا نباشم. برای آن پیرمرد که درساحل از لبخندم عکس گرفت باید نیم‌ساعت بعد یا شاید دو دقیقه بعد مرده باشم، نیست شده باشم. برای تمام نانواها، کارمندها و بلیت‌فروش‌های سینما، کسانی که زمانی روبرویشان ایستاده‌اند مرده‌اند. روزی صد بار در ذهن دیگران نیست و نابود می‌شویم.
آن جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
آن جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند علی گفت: ((یه نفر که شنا بلده، خودش هم بخواهد، غرق نمی‌شه.)) محمود گفت: ((کی گفته...)) مینا زمزمه کرد: ((این آخری‌ها چقدر پوستش خراب شده بود!)) بعد انگار چیزی یادش آمده باشد، گفت: ((راستی سگشو کسی دیده؟ اسمش چی بود؟)) محمد گفت: ((فیدل.)) کسی ندیده بود. مینا رو به محمود گفت: ((یادته گفت اگه از اول می‌دونستم سگ چه جور حیوونیه اصلا شوهر نمی‌کردم.))
پلک ماهی
پلک ماهی حامد حبیبی یکی از داستان‌کوتاه‌نویسان جدی ادبیات ایران در ده سال گذشته است. حبیبی جوایز زیادی برای کتاب‌های قبلی‌اش گرفته است؛ از جمله جایزه‌های کتاب سال «هفت اقلیم» و «بنیاد هوشنگ گلشیری». پلک ماهی، تازه‌ترین اثر این نویسنده، شامل یازده داستان کوتاه است که به نحوی از لحاظ درون‌مایه به هم ارتباط دارند. حبیبی استاد یافتن بخش‌های نا‌آرام و دور ...
مشاهده تمام رمان های حامد حبیبی
مجموعه‌ها