تو می گی من اونو کشتم؟

(To migi man Oono koshtam?)

این مجموعه متضمن سه داستان است که عناوین آن عبارت‌اند از: "طاقت حرف راستوداری"، "فنجان آبی" و "تو می‌گی من اونو کشتم". داستان اخیر با موضوع جنگ تحمیلی، روایت مردی است که به خاطر ترس از کشتن دشمن از عملیات فرار کرده، اما پیش آمد حادثه‌ای او را مجبور به بازگشت می‌کند. در این هنگام، ماموریت دفن جنازه‌های دشمن به وی واگذاز می‌شود.

پیدایش
9786222441111
۱۴۰۰
۹۶ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
احمد غلامی
صفحه نویسنده احمد غلامی
۹ رمان احمد غلامی نویسنده، روزنامه‌نگار و منتقد ایرانی است؛ در ادبیات و مطبوعات معاصر ایران حضوری جدی دارد. او با ساوه، ایران پیوند دارد و همین زمینه، مستقیم یا غیرمستقیم، در نوع نگاه و جهان روایی او دیده می‌شود. آثار و نوشته‌های او با فضای اجتماعی، تجربه شهری و نگاه انتقادی به زمانه پیوند می‌خورند. غلامی از نوشتار مطبوعاتی و داستانی هر دو بهره می‌گیرد؛ زبانش به مشاهده و تحلیل نزدیک است. حضور او نشان می‌دهد ادبیات و روزنامه‌نگاری در ایران بارها به هم رسیده‌اند ...
دیگر رمان‌های احمد غلامی
فعلا اسم ندارد
فعلا اسم ندارد احمد غلامی نویسنده، منتقد و روزنامه‌نگار فعال، تاکنون آثاری برای نوجوانان و بزرگسالان منتشر کرده و موفق به کسب جوایزی شده است. " فعلا اسم ندارد" مجموعه‌ی 14 داستان از آثار اخیر اوست که روابط عاشقانه، مسایل بین زنان و مردان و جنگ درونمایه‌ی اغلب آن‌هاست. نگاه متفاوت به جنگ، توجه به نکات ظریف در روابط انسان‌ها و زبانی صمیمی که به ...
جیرجیرک
جیرجیرک پاکت را از جیبم در آوردم و شروع کردم به خواندن آن: پایان هر چیزی یعنی مرگ و مرگ چیزی است که تا کسی آن را تجربه نکند، نمی‌فهمد و وقتی تجربه کرد، تجربه‌اش برای خودش و دیگران فایده‌ای ندارد. فرمانده همین چند خط را نوشته بود. چند خطی که خبر از مرگ خودش می‌داد. پاکت نامه را گذاشتم توی ...
این وصله‌ها به من می‌چسبد
این وصله‌ها به من می‌چسبد جلو رفتیم. به امید سیاهی روبه‌رویمان. رفتیم و وقتی نزدیک شدیم، دیدیم سیاهی به طرف ما می‌آید. یک کامیون سیاه‌رنگ پر از نمک بود. از ما خیلی فاصله داشت. پایین پریدم و دست تکان دادم. نگه داشت، به قدری از دیدن ما تعجب کرد که هیچی نگفت فقط بر و بر نگاه کرد. گفتم: ـ می‌خوایم بریم معدن نمک. گفت: ...
تذکره‌الانسان
تذکره‌الانسان این کتاب مجموعه‌ای از سی و سه داستان کوتاه است که همگی این داستان‌ها مضمونی عرفانی دارند. عناوین برخی از این داستان‌ها عبارت است از: گنجی بر دوش، مرا انکار کن، میهمان بی طعام، مسیح از این جا نگذرد، راهزن، بیابانگرد، دعای شیخ.
کفش‌های شیطان را نپوش
کفش‌های شیطان را نپوش آذر در به در دنبال پویان می‌گشت. اسفند روی آتش بود. بارها به نیلوفر زنگ زده بود، کاری که در روزهای قبل هیچ‌وقت انجام نمی‌داد. بارها خانه مهندس پریان را گرفته بود اما زنش گوشی را برمی‌داشت و او قطع می‌کرد. از خانه بیرون زد. سوار تاکسی شد و سر خیابان کاج پیاده شد. از آنجا تا دادگستری دوید. جلو ...
مشاهده تمام رمان های احمد غلامی
مجموعه‌ها