«جیم دگمه و سیزدهقلوهای وحشی» اثر میشائیل انده نویسنده آلمانی ادبیات کودک و نوجوان و ادبیات فانتزی است. کتابخوانها این نویسنده را با دو کتاب بهیادماندنی یعنی «مومو» و «داستان بیپایان» میشناسند. کتابهای میشل آنده به بیش از ۴۰ زبان ترجمه شدهاند و از آثارش برای ساخت انیمیشن، اپرا، نمایش و کتابهای گویا اقتباس شده است. برای برخی از خواندگان نیز نام این نویسنده با شخصیت «جیم دگمه» پسرک سیاهپوست شیطان تداعی میشود که قهرمان دو کتاب «جیم دگمه و لوکاس لوکوموتیوران» و «جیم دگمه و سیزدهقلوهای وحشی» است؛ دو کتابی که برای کودکان نوشته شدهاند. رمان «جیم دگمه و سیزده قلوهای وحشی» داستانی دربارهی دوستی یک کودک و یک آدمبزرگ است. جیم دگمه و لوکاس لوکوموتیوران، دو دوست بسیار نزدیک هستند که به سرزمینهای تازه سفر میکنند و هر روز بیشتر از قبل با هم دوست میشوند.. آنها در این مسیر با اژدها، اشباح، طوفان و موانع گوناگون روبهرو میشوند. از اژدهای طلایی سوالهای مهم میپرسند و جوابهای مهمتری میشنوند. به این ترتیب، میتوانند از اسرار بسیاری پرده بردارند. میشائیل انده با خیالپردازی و مسیر جالب داستان، علاوه بر جذب خوانندگان، آنها را به کشف جهانهای ناشناخته میبرد. تخیّل غریب از ویژگیهای خاصّ آثار انده است که نه تنها فراتر از رخدادهای ناممکن در واقعیت است بلکه خلق جهانهای ناممکن است. جهانهایی که از قوانین این جهان پیروی نمیکنند و سیر در آنها خواننده را به بازاندیشی در باب مفاهیمی چون زمان، مکان و هویت وادار میکند. شاید همین ویژگی پیشبینی پایان داستان یا حتّی فصلهای بعد را در داستانهای انده بسیار دشوار میکند. خواندن داستانهای انده سفر به جهانی شگفتانگیز است. خواننده غرق در این جهان میشود و این سفر باعث میشود به شکل عمیقتری به هر آنچه در جهان معمول وجود دارد، فکر کند. انده جهان را از زاویهای تازه به خواننده نشان میدهد و این تجربهای لذتبخش است. «جیم دگمه و سیزدهقلوهای وحشی» ظاهرا داستانی برای کودکان است، امّا برای بزرگسالان نیز خواندنی است و حتّی میتوان پا را از این فراتر گداشت و گفت که درک عمیق همهی مضامین این داستان تنها از عهدهی بزرگسالان برمیآید. به همین دلیل اگر خوانندهای در کودکی این کتاب را خوانده باشد، خواندن دوبارهی آن همچنان لذتبخش است.