افسانه ماردوش

(Afsaneye Mardoosh)

(سروصدای زیادی شنیده می شود. کسانی می آیند و می روند.) ارمایل : گرمایل باید فکری کرد. گرمایل : باید فکری کرد. ارمایل :جوانان ایران در خطرند گرمایل : دارند همگی خوراک مارها میشوند. ارمایل : چه کنیم ار مایل؟ گرمایل :باید فکر کنیم گرمایل؟ (سربازی وارد می شود.) سرباز : شتاب کنید جناب ضحاک نباید منتظر بماند. ار مایل : آمدیم. گرمایل : به زودی آماده می شود.

آماره
9786227326024
۱۴۰۴
۷۶ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده منوچهر اکبرلو
۱۰ رمان منوچهر اکبرلو نویسنده، پژوهشگر و منتقد تئاتر ایرانی است؛ در حوزه تئاتر کودک و نوجوان و پژوهش نمایشی فعالیت شناخته‌شده‌ای دارد. درباره جزئیات زندگی شخصی او داده عمومی و قابل اتکای زیادی در دسترس نیست؛ بنابراین معرفی دقیق‌تر باید بر خود آثار و جایگاه نوشتاری او تکیه کند. آثار او میان نمایش، آموزش، نقد و ادبیات کودک رفت‌وآمد می‌کنند. اکبرلو به متن نمایشی به عنوان ابزاری برای اجرا، آموزش و ارتباط با مخاطب کم‌سن نگاه می‌کند. حضور او به جدی‌تر شدن بحث تئاتر کودک ...
دیگر رمان‌های منوچهر اکبرلو
سبدی که خالی شد!
سبدی که خالی شد!
زمین داره فرو می‌ره!
زمین داره فرو می‌ره!
دم تو به من می‌دی؟
دم تو به من می‌دی؟
خوابم نمی‌بره!
خوابم نمی‌بره!
مشاهده تمام رمان های منوچهر اکبرلو
مجموعه‌ها