از گربه‌ها

(On Cats)

دیدآور
9786001042928
۱۴۰۵
۱۷۴ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
دوریس لسینگ
صفحه نویسنده دوریس لسینگ
۱۷ رمان دوریس لسینگ، نویسنده بریتانیایی و برنده نوبل ادبیات است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به زن، سیاست، استعمار، روان و آزادی فردی نزدیک‌اند. زندگی و کار او نشان می‌دهد ادبیات چطور می‌تواند از تجربه‌ای شخصی، تاریخی یا فرهنگی به روایتی ماندگار برسد. مسیر نویسندگی او با توجه به انسان و موقعیت شکل گرفته است. در آثارش شخصیت‌ها فقط برای پیش بردن ماجرا نیستند؛ آن‌ها با ترس، آرزو، شکست، ایمان یا انتخاب‌هایی روبه‌رو می‌شوند که به متن عمق می‌دهد. از آثار ...
دیگر رمان‌های دوریس لسینگ
علف‌ها آواز می‌خوانند
علف‌ها آواز می‌خوانند در مزارع خالی و بی‌روح آفریقای جنوبی و در سال‌های اولیه دهه 1950، مری ترنر، زن ناامید و خسته سفیدپوست، و دیک، همسر کشاورز و ناموفقش، با موسز خدمت‌کار مرموز سیاه‌پوست، مواجه می‌شوند. زمانی که دیک، مری را به مزرعه خود در میان علف‌زارها می‌برد، او قدم به زندگی‌ای می‌گذارد که با تمامی تصوراتش متفاوت است. به تدریج کسالت سال‌ها ...
زندان‌هایی که برای زندگی انتخاب می‌کنیم
زندان‌هایی که برای زندگی انتخاب می‌کنیم داستان‌های لسینگ به شدت مبتنی بر زندگی شخصی اوست، و بخش بزرگی از آن‌ها بر تجربه‌های او در آفریقا بنا شده است. لسینگ به کمک خاطرات کودکی و به دلیل درگیری جدی‌اش با سیاست و دغده‌های اجتماعی،‌ در آثار خود به برخورد فرهنگ، بی‌عدالتی‌های فاحش در نابرابری اجتماعی، نبرد میان عناصر متضاد در شخصیت فرد، و تضاد میان وجدان فردی ...
تابستان پیش از تاریکی
تابستان پیش از تاریکی داستان سفری به درون. حکایت زنی است با آشفتگی‌های روحی‌روانی که باید خود را پیدا کند. رمان حاضر روایتی ساده دارد، آمیخته به رویا و اسطوره.
تروریست خوب
تروریست خوب تروریست خوب داستان کشمکش‌ها و بازی سرنوشت گروهی شبه‌نظامی چپ‌گراست که در کوچه‌پس‌کوچه‌های لندن سرگردان‌اند. دوریس لسینگ در این رمان با نکته‌سنجی و ظرافتی خاص به تحلیل زندگی انسان‌هایی می‌پردازد که به این مسیر پرمخاطره و هراس‌آور کشانده شده‌اند. لسینگ با داستانی مهیج و بی‌نظیر بار دیگر قدرتش را در خلق آثار شگفت‌انگیز به نمایش می‌گذارد.
نگاه خیره
نگاه خیره ماری آن شب وقتی دیمتریوس به خانه آمد با او حرف نزد. مثل همیشه دیروقت، بعد از نیمه‌شب به خانه آمد ولی او در تخت انتظار منتظر آمدنش نشسته بود. او در اطراف خانه تلوتلو خورد و هر کدام از لباس‌هایش را به طرفی پرتاب کرد. تا اینکه خودش را به روی تخت انداخت. نگاه خیره‌ای به ماری انداخت، پشتش ...
مشاهده تمام رمان های دوریس لسینگ
مجموعه‌ها