زال و رودابه 1

(Zal Va Roodabeh)

گاهی فکر می کنم زندگی مثل یک رود بزرگ است… نمی دانی از کجا شروع می شود و به کجا ختم می شود… اگر ماهی باشی هیچ وقت این سوال برایت پیدا نمی شود.. تنها کاری که باید بکنی این است که با امواج همراه شوی و خودت را از خطر برخورد با سنگها نگه داری.. غذایی پیدا کنی که بخوری و سرپناهی که آرام بگیری و بدانی که بالاخره یکی از این روزها در یک لحظه ی غفلت.. سر و کله ی یک مرغ ماهیخوار پیدا می شود و ترا برای همیشه از این آب بیرون می کشد..

پی نما
9786008221265
۱۴۰۳
۳۶ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های سیدمصطفی حسینی
زال و سیمرغ
زال و سیمرغ فرزند من کجاست، ماهرخ؟ آرام باش پهلوان! شاید… شاید این آزمونی از جانب خداوند باشد! چه می گویی زن؟ من فقط می خواهم کودکم را ببینم.. همین! اما این… این که آدمیزاده نیست! این … دیو … است! پوستی سرخ داشت و مویی سپید.. گویی پهلوان آینده ایران زمین، پیر به دنیا آمده بود! صدای گریه کودک اتاق را پر ...
مشاهده تمام رمان های سیدمصطفی حسینی
مجموعه‌ها