عملیات ایگوانا 2

(Iguana Operation 2)

ترمزدستی و چراغ‌راهنما اسم دو تا وسیله توی ماشین نیستند، آن‌ها دو تا دوست هستند که قرار است به کمک هم مأموریت بزرگی را انجام بدهند؛ گرفتن ارث و میراث بابابزرگ پول‌دار از یک بزمجه! خیلی یواش در را باز کردیم و از پله‌ها رفتیم بالا. خبری از وانت نبود. کنار محل زندانی‌شدن سنجاب‌ها، اتاقکی قدیمی بود که به ‌نظر متروکه می‌آمد. پله‌هایی هم که به زندان سنجاب‌ها می‌رسید پر از پیچک و گیاه بود و راه‌پله را از دید مخفی می‌کرد. چون ممکن بود مرده هنوز توی اتاقک باشد، شروع کردیم به سینه‌خیز‌رفتن از بین گیاه‌ها و حسابی از اتاقک دور شدیم. بعد، از جایمان بلند شدیم و نفس راحتی کشیدیم. حالا دقیقا توی قلب جنگل بودیم، شاید هم معده‌ا‌ش، شاید هم روده‌ا‌ش... هرچی بود دورتادورمان تا چشم کار می‌کرد درخت بود. خاک دست‌ها و لباسم را تکاندم و گفتم: «خب، حالا باید خیلی سریع یه تخم ایگوانا پیدا کنیم.» (از متن ناشر)

هوپا
9786222045227
۱۴۰۳
۱۳۶ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های زهرا شاهی
عروسک ساز
عروسک ساز
پیچ
پیچ رمانِ پیچ نوشته‌ زهرا شاهی اثری ا‌ست درباره‌ زنی که نمی‌تواند دنیا را به تملکِ خود درآورد. شاهی در این رمان با زبانی طنزآلود و ایجادِ موقعیت‌های گاه متناقض رابطه‌ خاصی میانِ زن و شوهرِ آرمان‌گرای عجیبش ساخته که درش جنسی از بلاتکلیفی در رابطه وجود دارد. رمان با جست‌وجوی قهرمانش آغاز می‌شود برای فرا رفتن از زندگی روزمره. زندگی‌ای ...
عملیات ایگوانا 3
عملیات ایگوانا 3 ترمزدستی و چراغ‌راهنما اسم دو تا وسیله توی ماشین نیستند، آن‌ها دو تا دوست هستند که قرار است به کمک هم مأموریت بزرگی را انجام بدهند؛ گرفتن ارث و میراث بابابزرگ پول‌دار از یک بزمجه! خانم گلابی در را باز کرد و ما را فرستاد تو. اتاق زیاد شبیه اتاق شکنجه نبود. برعکس، خیلی هم قشنگ بود. سر درنمی‌آوردم نقشه‌ی ...
شاخنامه 3
شاخنامه 3 شاخنامه همان‌طور که از اسمش پیداست داستان شاخ‌هاست. اصلا کی گفته همیشه باید داستان شاه‌ها را نوشت و خواند؟ خیلی وقت‌ها تاریخ را شاخ‌ها رقم می‌زنند؛ همان‌هایی که غرور و خودخواهی و قدرت، حسابی شاخشان کرده و فکر می‌کنند حالا که دنیا به دستشان افتاده تا می‌توانند باید به همه‌چیز و همه‌کس شاخ بزنند و شاخ بقیه را هم بشکنند. ...
درازکش در ساعت خواب
درازکش در ساعت خواب چشم‌هایم را می‌بندم. صدای رجب‌پور می‌آید: «اینا کی‌ان استاد؟ چی کاره‌ایم امشب؟» صدایی که شبیه صدای همان بچه ریقوی کلاس آدمخوارهاست می‌گوید: «سلام آقا، من... کیفه رو...» دوست دارم چشم باز کنم ببینم هنوز همه‌چیز مثل هفت سال پیش است. هنوز من به طرف خانه ندویده‌ام و هنوز کتایون مولایی را ندیده‌ام. یا چشم باز کنم ببینم همه‌چیز مثل دیروز ...
مشاهده تمام رمان های زهرا شاهی
مجموعه‌ها