غلام‌حسین ساعدی

شاید زمین وقتی کوچک شد، آدم‌ها هم آن‌چنان ریزتر شوند که اصلاً به چشم دیده نشوند. و آن‌ها از کجا بدانند که کوچک شده‌اند، زمین‌شان کوچک شده، دارد ناپدید می‌شود؟ و در چنین وضعی تو به چه حقی امید و خوشبینی را به من تبلیغ می‌کنی؟ بله؟ شب‌نشینی با شکوه غلام‌حسین ساعدی
-اشیا عتیقه به چه درد میخورد پدر؟ خود من عتیقه‌تر از آن هستم که فکر میکنید. هیچ موجودی قدیمی‌تر و کهنه‌تر از من در تمام دنیا پیدا نمیشود. اگر راست میگویید که عتیقه شناس هستید باید با یک نظر خوب بفهمید که ارزش من چقدر است.
+می فهمم خوب هم می‌فهمم. ارزش شما در نومیدی شماست. هرچه بیشتر نا امید باشید قدر و قیمت تان هم بیشتر است
شب‌نشینی با شکوه غلام‌حسین ساعدی
چتر یک وسیله ی ضروری است. چتر همیشه به درد میخورد. من با اینکه دیگر بیرون نمیروم هنوز چترم را دارم. و هر وقت که ترس بر من عارض شود زیر چتر قایم میشوم. چتر آدم را پناه میدهد. چتر آدم را ازبیرون، از دیگران جدا میکند. چتر آسمان کوچک و سیاهی است که آدمی را در زهدان تیره خود نگه میدارد. شب‌نشینی با شکوه غلام‌حسین ساعدی