رمان خارجی

تردید مگره

(Maigret hesite)

پیرزنی، در گوشه‌ای از میدان رن پوان گل لی‌لا می‌فروخت، گل‌هایی که بوی باغ‌های حومه شهر را می‌دادند و مگره در برابر میل خریدن دسته‌ای از آن‌ها مقاومت کرد. با یک دسته گل دست و پاگیر در مرکز پلیس آگاهی چه کار می‌توانست بکند؟ احساس سبکی می‌کرد، یک سبکی بخصوص. از دنیایی ناشناخته بیرون می‌آمد که در آن کمتر از آنچه انتظار داشت احساس غربت کرده بود.

عباس آگاهی
9789642533510
۱۳۸۹
۱۸۸ صفحه
۱۰۱۹ مشاهده
۰ نقل قول
ژرژ سیمنون
صفحه نویسنده ژرژ سیمنون
۵۸ رمان ژرژ سیمنون، رمان‌نویس بلژیکی، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در لیژ بلژیک به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با روزنامه‌نگاری، نوشتن پیاپی و توجه به زندگی شهری شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با رمان‌های کارآگاه مگره و ده‌ها رمان ...
دیگر رمان‌های ژرژ سیمنون
دوست کودکی مگره
دوست کودکی مگره کتاب «دوست کودکی مگره» رمانی نوشته «ژرژ سیمنون» است که اولین بار در سال 1968 به چاپ رسید. وقتی دوستی پس از سال ها برای دیدن «مگره» به دفتر کار او می رود، «مگره» درمی یابد که همخانه مرد به قتل رسیده است. او با کمک دوست قدیمی اش، زندگی قربانی را مورد بررسی قرار می دهد و گستره ای ...
مرگ در پاریس
مرگ در پاریس پیرمرد کوتاه قد ریش‌بزی، دوباره پس‌پسکی از تاریکی مکان سرپوشیده بیرون آمد. او به چپ و راست خود نگاه می‌کرد و دست‌های خود را حرکت می‌داد تا کامیون سنگینی را که راهنمایی می‌کرد، به طرف خود هدایت کند: دست‌هایش علامت می‌داد:- کمی به راست... ایست... حالا مستقیم... آرام‌تر... به چپ... حالا فرمان را برگردان... و کامیون که از پیرمرد عقب‌تر مانده ...
خشم مگره
خشم مگره امیل بوله، صاحب چند کافه‌ی شبانه در محله‌ی مومارتر پاریس، ناپدید شد. او به طور معمول هر شب از یک کافه به کافه‌ی دیگر سر می زد و پیش از ساعت چهار صبح به خانه و نزد همسرش باز می‌گشت. پیکر بی جان بوله دو روز بعد در کوچه‌ای بن‌بست در حاشیه‌ی گورستان پرلاشز پیدا شد. کیف پول و کارت ...
مگره در زادگاه
مگره در زادگاه بدینوسیله به اطلاع می‌رساند در کلیسای سن فیاکر در مراسم اولین عشاء ربانی در روز تقدیس تمام ارواح، جنایتی اتفاق خواهد افتاد... در اداره پلیس مولن به این یادداشت خندیدند. در اداره پاریس آنرا ندیده گرفتند. ولی مگره به آن توجه کرد. سن فیاکر زادگاه او بود. مکره به کنتس دو سن فیاکر، پیرزن مالیخولیایی خیره شده بود. ولی چشمان ...
پی‌یتر لتونی
پی‌یتر لتونی هر نژادی بوهای خودش را دارد که نژادهای دیگر از آن متنفرند. سربازرس مگره پنجره را باز کرده بود و پیوسته پیپ می‌کشید، ولی بوهای مبهم هم‌چنان ناراحتش می‌کرد.
مشاهده تمام رمان های ژرژ سیمنون
مجموعه‌ها