۱۳ رمان
دونالد بارتلمی، نویسنده آمریکایی پستمدرن است و نامش با آثاری شناخته میشود که به فرم، تکهتکهنویسی، طنز، فرهنگ مصرفی و بازی زبانی نزدیکاند. در معرفی او، بهتر است به جای جملههای کلیشهای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتابهایش برمیگرداند.
مسیر کار او نشان میدهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان میآید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمانهای پرخوانندهای که بیواسطه با مخاطب حرف میزنند.
از آثار یا زمینههای شناختهشده او ...
رابرت کندی از غرق شدن نجات یافت
ک. توی آب است. کلاه مشکی و پهنش، شنل سیاهش و شمشیرش روی ساحل هستند. نقابش را روی چشمانش نگه داشته است. دستهایش روی آب ضربه میزنند و سطح آب در اطراف او میشکافد و پاره پاره میشود. کفهای سفید، اعماق سبز. من طنابی میاندازم، کلاف طناب روی سطح آب میجهد. نتوانسته است آن را بگیرد. نه، انگار طناب را ...
پادشاه
دونالد بارتلمی در رمان پادشاه که بازگویی افسانه آرتور است، شوالیههای سلحشور میزگرد را به اوج بیرحمیهای جنگ جهانی دوم میآورد. آرتور شاه انگلستان است و وینستون چرچیل نخستوزیر او. دانکرک سقوط کرده است، اروپا در آستانه از هم پاشیدن است، ازرا پاوند و لرد هوهو امواج رادیویی را مسموم میکنند، موردرد به آلمان نازی گریخته است و شاه آرتور ...
بعضی از ما به دوستمان کلبی هشدار داده بودیم
دونالد بارتلمی اهل بازیهای شیطنتآمیز زبانی است، نویسنده تحفههایی خوشمزه و کوتاه اما شدیدا با ارزش، متفکر و اهل تجربه. در این نه داستان کوتاه، چه موضوع پادشاهی پرمو و خرنما در میان باشد چه رفتاری خصوصی و تاثربرانگیز که تمام یک شهر را در بر میگیرد، نبوغ او فراواقعی و عاری از هر احساس است.
زن اسیر
حالا دیگر برایم فرق چندانی ندارد. این نقش من در زندگی درست به اندازه نقش قبلیام بامزه است، همان کار ارزیاب بیمه برای شرکت بیمه گریت نورترن که وادارم میکرد وقتم را در میان تکهپارههای تمدنمان بگذرانم: گلگیرهای مچالهشده، اتاقکهای بدون سقف، انبارهای سوخته، دست و پاهای شکسته. آدم بعد از اینکه ده سال به این کار مشغول است کمکم ...