رمان خارجی

سفید برفی

(Snow white)

مروارید
9789648838039
۱۳۸۴
۲۴۰ صفحه
۳۴۷۰ مشاهده
۰ نقل قول
دونالد بارتلمی
صفحه نویسنده دونالد بارتلمی
۱۳ رمان دونالد بارتلمی، نویسنده آمریکایی پست‌مدرن است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به فرم، تکه‌تکه‌نویسی، طنز، فرهنگ مصرفی و بازی زبانی نزدیک‌اند. در معرفی او، بهتر است به جای جمله‌های کلیشه‌ای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتاب‌هایش برمی‌گرداند. مسیر کار او نشان می‌دهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان می‌آید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمان‌های پرخواننده‌ای که بی‌واسطه با مخاطب حرف می‌زنند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او ...
دیگر رمان‌های دونالد بارتلمی
زندگی شهری
زندگی شهری کتاب حاضر نخستین مجموعه‌یی از داستان‌های دونالد بارتلمی پر اعتبارترین نویسنده‌ی پسامدرن آمریکا و چهره نام‌آور ادبیات معاصره جهان است که به فارسی ترجمه می‌شود. مهم‌ترین توضیح درباره داستان‌های او روبه رو شدن بی واسطه با هر یک از آن‌هاست: غریب و بیگانه.
بعضی از ما به دوستمان کلبی هشدار داده بودیم
بعضی از ما به دوستمان کلبی هشدار داده بودیم دونالد بارتلمی اهل بازی‌های شیطنت‌آمیز زبانی است، نویسنده تحفه‌هایی خوشمزه و کوتاه اما شدیدا با ارزش، متفکر و اهل تجربه. در این نه داستان کوتاه، چه موضوع پادشاهی پرمو و خرنما در میان باشد چه رفتاری خصوصی و تاثربرانگیز که تمام یک شهر را در بر می‌گیرد، نبوغ او فراواقعی و عاری از هر احساس است.
آماتورها
آماتورها وقتی ربه‌کا به خانه رسید قبض‌های اجاره‌خانه‌اش، که مبلغ اضافه شده‌ بر آن برای ماه‌های قبل هم محاسبه شده بود، لوله شده در صندوق پستی در انتظارش بود،‌ مثل مشتی که آماده ضربه زدن است. یا باید بیشتر کلینکس بگیرم یا یک دکترا،‌ راه دیگه‌ای نیست. فکر کرد سرش را داخل فر کند ولی فرش برقی بود. معشوقه ربه‌کا، هیلدا ...
زرباران
زرباران پترسون نیاز مالی داشت؛ از این‌رو تصمیم گرفت به شماره آگهی مندرج در روزنامه زنگ بزند. متن آگهی چنین بود:«اگر عقاید کاملا راسخی دارید یا تجارب شخصی‌تان ویژگی خارق‌العاده‌یی دارد، می‌توانید در تلویزیون به نمایش بگذارید و پول‌دار شوید». او شماره را گرفت و به‌اش گفتند که به آدرس لگسینتون، ساختمان گریبار، اتاق 1551 مراجعه کند. خود را به آن‌جا ...
پیشگفتاری بر هیچ
پیشگفتاری بر هیچ پرده‌ها زردرنگ نیست.حلقه پرده‌هم نیست.سبوس داخل سطل هم نیست. نه سبووس است نه حیوان درشت و سرخ گون مزرعه که از سطل سبوس می‌خورد، نه مردی که سبوس را توی سطل ریخت، نه زنش نه بانکدار که با آن چهره چروک انداخته‌اش همین روزها می‌اید و مزرعه را ضبط می‌کند.هیچ‌کدام از این‌ها هیچ نیستند.دخترماهی هم هیچ نیست، یک جور ماهی است.از ...
مشاهده تمام رمان های دونالد بارتلمی
مجموعه‌ها