رمان ایرانی

دختر مهاجر

از "دختر مهاجر" برایم بگو... او که میان دوست داشتن و رسم زمانه، می‌باید یکی را انتخاب می‌کرد. و او عشق را برگزید... و ایمان به عشق، در او جانی تازه دمید. تا همراه کس که دوستش دارد، بایستد و یکی شود... هر چند که این انتخاب برایش عواقبی نیز داشت! اثری تازه از نویسنده کتاب "افسانه"

شادان
9789647259217
۱۳۸۸
۴۴۲ صفحه
۱۹۹۷ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده فریده نجفی (مشیری)
۷ رمان فریده نجفی (مشیری) نویسنده ایرانی است؛ نام او در میان آثار فارسی‌زبان و فضای نشر معاصر دیده می‌شود. درباره جزئیات زندگی شخصی او داده عمومی و قابل اتکای زیادی در دسترس نیست؛ بنابراین معرفی دقیق‌تر باید بر خود آثار و حضور نوشتاری او تکیه کند. آثار این حوزه معمولا از روایت‌های نزدیک به خانواده، زندگی و تجربه‌های انسانی نیرو می‌گیرند. در معرفی او، داده‌های زندگی‌نامه‌ای محدودند؛ بنابراین تمرکز بر حضور نوشتاری و ارتباط با خواننده درست‌تر است. چنین نویسندگانی در کنار نام‌های مشهور، گستره ...
دیگر رمان‌های فریده نجفی (مشیری)
چشم‌های سرگردان
چشم‌های سرگردان
بر بال باد
بر بال باد
این یادداشت‌ها را برای تو می‌نویسم
این یادداشت‌ها را برای تو می‌نویسم برخی فکر می‌کنند چقدر دنیای من و زن‌هایی چون من کوچک است که با کوچکترین گوشه چشمی دل می‌سپاریم و تمامی غم‌ها فراموش می‌کنیم. اما من فکر می‌کند چقدر دنیای من و زن‌هایی چون من فراخ است و گسترده، که به راحتی می‌گذریم، می‌بخشیم و از بالا نگاه می‌کنیم. مگر من، یا هر زنی چون من از زندگی چه می‌خواهد؟ جز دوست‌داشتن و دوست‌داشته شدن؟ جز عشق ...
ویرانه‌های هوس
ویرانه‌های هوس نمی‌دانم اینجا که ایستاده‌ام کجاست. امروز دیگر از دانستن و ندانستن گذشته‌ام. امروز دیگر می‌توانم بدون تلاطم، همه‌ی آن سال‌ها را مرور کنم. و شاید با مرور تمام آن خاطرات، خواستن‌ها و بدست آوردن‌ها را معنی کنم. من اینجا ایستاده ام و می‌دانم که در پشت سر، ویرانه‌ای بیش نیست: ویرانه‌ای ساخته از هوس!
مشاهده تمام رمان های فریده نجفی (مشیری)
مجموعه‌ها