رمان ایرانی

هرگز عاشق نشو مسیحا

من دیگر، بزرگی این دنیا را باور ندارم و فکر می‌کنم که بزرگی، در دستان تقدیر است. نگاه کن! خوب نگاه کن! ببین که چگونه سرانگشتان تقدیر تمامی ما را بازی می‌دهد و مثل طفلی بی‌پناه در هر گوشه‌ای که بخواهد، می‌نشاند. سرنوشت من و تو، امروز چه اندازه گره خورده است به سال‌های دورتر و آن هنگام که نه من بودم و نه تو! حتی عشق امروز ما تا چه اندازه تاثیر پذیرفته از عشق‌های پنهان سال‌های دور! پس با خود زمزمه می‌کنم: هرگز عاشق نشو!

شادان
9789642919604
۱۳۹۰
۵۰۸ صفحه
۷۳۶ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده فریده نجفی (مشیری)
۷ رمان فریده نجفی (مشیری) نویسنده ایرانی است؛ نام او در میان آثار فارسی‌زبان و فضای نشر معاصر دیده می‌شود. درباره جزئیات زندگی شخصی او داده عمومی و قابل اتکای زیادی در دسترس نیست؛ بنابراین معرفی دقیق‌تر باید بر خود آثار و حضور نوشتاری او تکیه کند. آثار این حوزه معمولا از روایت‌های نزدیک به خانواده، زندگی و تجربه‌های انسانی نیرو می‌گیرند. در معرفی او، داده‌های زندگی‌نامه‌ای محدودند؛ بنابراین تمرکز بر حضور نوشتاری و ارتباط با خواننده درست‌تر است. چنین نویسندگانی در کنار نام‌های مشهور، گستره ...
دیگر رمان‌های فریده نجفی (مشیری)
داغ گناه
داغ گناه
دختر مهاجر
دختر مهاجر از "دختر مهاجر" برایم بگو... او که میان دوست داشتن و رسم زمانه، می‌باید یکی را انتخاب می‌کرد. و او عشق را برگزید... و ایمان به عشق، در او جانی تازه دمید. تا همراه کس که دوستش دارد، بایستد و یکی شود... هر چند که این انتخاب برایش عواقبی نیز داشت! اثری تازه از نویسنده کتاب "افسانه"
بر بال باد
بر بال باد
چشم‌های سرگردان
چشم‌های سرگردان
این یادداشت‌ها را برای تو می‌نویسم
این یادداشت‌ها را برای تو می‌نویسم برخی فکر می‌کنند چقدر دنیای من و زن‌هایی چون من کوچک است که با کوچکترین گوشه چشمی دل می‌سپاریم و تمامی غم‌ها فراموش می‌کنیم. اما من فکر می‌کند چقدر دنیای من و زن‌هایی چون من فراخ است و گسترده، که به راحتی می‌گذریم، می‌بخشیم و از بالا نگاه می‌کنیم. مگر من، یا هر زنی چون من از زندگی چه می‌خواهد؟ جز دوست‌داشتن و دوست‌داشته شدن؟ جز عشق ...
مشاهده تمام رمان های فریده نجفی (مشیری)
مجموعه‌ها