۷۶ رمان
آنتوان چخوف پزشک، داستاننویس و نمایشنامهنویس روس بود و از ستونهای اصلی داستان کوتاه و تئاتر مدرن به شمار میآید. او در تاگانروگ به دنیا آمد و همزمان با کار پزشکی، نوشتن را به شکل جدی دنبال کرد.
چخوف جهان ادبی خود را از اتفاقهای کوچک، آدمهای معمولی و لحظههای ظاهراً بیاهمیت ساخت. در آثار او زندگی اغلب با صدای بلند منفجر نمیشود؛ آرام، تدریجی و گاهی بیرحمانه فرسوده میشود.
داستانهای کوتاه او و نمایشنامههایی مانند «باغ آلبالو»، «سه خواهر»، «دایی وانیا» ...
دوئل
هرچند صد سال از درگذشت چخوف میگذرد اما آثار او همچنان چذابیت خود را برای مشتاقان ادبیات در سراسر جهان حفظ کرده است. در داستانهای چخوف معمولاً رویدادهای داستان از خلال وجدان یکی از آدمهای داستان، که کم و بیش با زندگی خانوادگی معمول بیگانه است، تعریف میشود. وی در داستانهایش به جای ارائة تفسیر به نمایش زندگی میپردازد، در ...
تکپردهایهای چخوف
پزشک، داستاننویس و نمایشنامهنویس نامدار روس، چخوف بیش از ششصد داستان کوتاه و بلند طنز نگاشته و هشت نمایشنامه بلند و ده نمایشنامه کوتاه تکپردهای در کارنامه کم نظیر خود دارد. در این کتاب با عنوان «تکپردهایهای چخوف» تمام نمایشنامههای کوتاه و تکپردهای او را عرضه داشتهایم: هفت نمایشنامه بیشتر کمدی و دو نمایشنامه (آن هم با رگههایی از طنز ...
برگزیده آثار آنتوان چخوف
بانوی عزیز دوست گرامی و فراموش نشدنی، شما در نامه عزیزتان ضمنا میپرسید، که چرا با اینکه من 39 سال دارم، تا حال زن نگرفتهام؟
عزیزم! من از صمیم قلب دوستدار زندگانی خانوادگی هستم و اگر زن نگرفتهام فقط به این علت است که تقدیر بدذات نمیخواسته است، که من زن بگیرم. من قریب 15 بار عازم بودهام زن بگیرم ...
روزمرگیهای 1 نویسنده
پدرش پول بسیار کمی برای کتاب در اختیارش میگذاشت، که به سختی به ده پند میرسید. در حقیقیت در کنار کار خوبش دارایی زیادی نداشت و مرد ثروتمندی نبود. او هرشب در کلوب کارت بازی و غمار میکرد. و همیشه میباخت!...
زندگی من و 1 داستان دیگر (پالتویی)
هرگاه من به فکر تهیهی انگشتری میافتادم، میدادم این جمله را رویش بکنند، هیچچیز از بین نمیرود من گمان نمیکنم که در حقیقت چیزی نیست نمیشود و همه چیز اثری از خود باقی میگذارد، کوچکترین قدمی که ما برداریم در زندگی کنونی و حتی زندگی آینده اثر دارد...