۸ رمان
مرتضی فخری نویسنده ایرانی است؛ نام او در فهرست آثار فارسی دیده میشود و با بدنه نشر معاصر پیوند دارد.
درباره جزئیات زندگی شخصی او داده عمومی و قابل اتکای زیادی در دسترس نیست؛ بنابراین معرفی دقیقتر باید بر خود آثار و جایگاه نوشتاری او تکیه کند.
آثار نویسندگان این حوزه معمولا از روایتهای قابل دنبال کردن و موضوعات نزدیک به زندگی خواننده شکل میگیرند.
در چنین نوشتاری، صمیمیت و وضوح زبان کمک میکند متن با مخاطب خود ارتباط مستقیمتری بسازد.
ادبیات فارسی به ...
گیلو
«بازجوها... بازجوها آمدند ابرام... بازجوها!...»
ابراهیم می لرزید. رها بر کف چرکپوش سلول میلرزید. سرش به این سو و آن سو میافتاد. از درد به خود میپیچید. مرگ را آرزو میکرد. اما نصیبش، طنین گامهای بازجوها بود، و خشکی گشوده شدن قفل و بست در سلول، و فریاد خشک خشکترین بازجو... آقای کمالی!...
«حال وقتشه، ننه سگ!... باید حرف بزنی...».
... چه لحظههای ...
مهبوط
دخترم فریده میگوید:
چرا اینقدر مینویسی، بابا؟
میگویم:
تو چرا اینقدر نفس میکشی؟
می گوید:
اگر نفس نکشم، میمیرم!
میگویم:
من هم اگر ننویسم...
30 گاو (به همراه 8 رمان دیگر)
خدایا.
مممممممماااااااااغغغغغغغغغ!
به سربلندیات، سربلندم کن.
مممممممماااااااااغغغغغغغغغ!
آن گونه ماغ به گلویم بینداز، که گویی دارم، با تو حرف میزنم.
مممممممماااااااااغغغغغغغغغ!
و آن گونه به لرزهام در بیاور، که گویی داری با من حرف میزنی.
مممممممماااااااااغغغغغغغغغ!
طوری رعشه به تار و پودم بینداز، که گویی میبینمت.
و آن گونه آرامم ساز، که انگار از تماشایم سیر نمیشوی. ...
کفتار
... حلاج، دستش را از دستک ستاند؛ و اهی سرد به سینه انداخت؛ و بیآن که مرا بنگرد،
گفت:
ـ مگر پای در مسیر حسین گذاشتن به همین سادگی است، گفتارجان؟!....
بیآن که فرصت بدهد، پاسخی بدهم، آسمان پر از ستاره را نگریست؛ و افزود: حسینی که وارث آدم است، آدم میخواهد، نه کفتار!... میفهمی؟... نه، کفتار!... با شنیدن کفتار، پیشتم ...