رمان خارجی

چشم‌های سیمونه

(Marianna sirca)

ماریانا اطاعت کرده است، تمام عمر اطاعت کرده است. به توصیه و اجبار این و آن اطاعت کرده است تا ثروتی بی‌پایان در پیرامونش گسترده شود. ثروتی که برای او چیزی نداشته است جز تنهایی و حصاری ناگریز. ماریانا با ایجاد حصاری خودخواسته، حصاری که به دور قلب و خلوتش می‌کشد، به ستیز با حصار پیرامونش می‌پردازد و در عمق وجودش به انتظار می‌نشیند. دلددا در چشم‌های سیمونه تصویرگر تنهایی‌های زنی است که رباینده تنها گنجینه‌ای را که مطلق آن است، انتظار می‌کشد. و چه کسی می‌تواند راز گذر از حصار پیرامون آن گنجینه را دریابد، جز سیمونه، چشم‌های سیمونه، چشم‌های یک راهزن.

ققنوس
9789643112820
۱۳۸۹
۲۵۶ صفحه
۱۰۶۳ مشاهده
۰ نقل قول
گراتزیا دلددا
صفحه نویسنده گراتزیا دلددا
۱۶ رمان گراتزیا دلددا، نویسنده ایتالیایی و برنده نوبل ادبیات است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به سرنوشت، گناه، ایمان، طبیعت و زندگی روستایی نزدیک‌اند. زندگی و کار او نشان می‌دهد ادبیات چطور می‌تواند از تجربه‌ای شخصی، تاریخی یا فرهنگی به روایتی ماندگار برسد. مسیر نویسندگی او با توجه به انسان و موقعیت شکل گرفته است. در آثارش شخصیت‌ها فقط برای پیش بردن ماجرا نیستند؛ آن‌ها با ترس، آرزو، شکست، ایمان یا انتخاب‌هایی روبه‌رو می‌شوند که به متن عمق می‌دهد. از آثار ...
دیگر رمان‌های گراتزیا دلددا
آنالنا
آنالنا ولی این مرتبه آنالنا به وضوح عصبانی شد. می‌خواست دق دلی‌اش را سر اسب خالی کند که با صدای یکنواخت زنگوله‌اش آهسته قدم بر می‌داشت و انگار با عقیده پیرمرد موافق بود. «بگذارید بدوند. اگر حالا عجله نداشته باشند می‌خواهید چه وقت سرعت بگیرند؟ وقتی عصایی مثل عصای شما در دست گرفتند؟»
گنج
گنج دختر صورتش را روی نامه پایین برد و به فکر فرو رفت. اکنون تمام افکارش نسبت به او، زیبا و شیرین بودند. نامه آخر حلقه جاده شده پیرامون او را در هم شکسته و باطل کرده بود.
پاسکا دختر اهل نوئورو
پاسکا دختر اهل نوئورو می‌خواهی عمو پیتروی پیر را بکشم؟ حرف بزن. من به خاطر عشق تو حاضرم به هر کاری دست بزنم. هر چه را که تو بخواهی انجام می‌دهم. دروغ می‌گویم. مرکتب جنایت می‌شوم. آری، به خاطر عشق تو... می‌خواهی عمو پیتروی پیر را بکشم؟ آری، او را کشته بود اما حس می‌کرد دیگر هرگز تا آخر عمر، حتی با عشق پاسکا، موفق نخواهد ...
راز مرد گوشه‌گیر
راز مرد گوشه‌گیر مرد گریخته است. زن نیز گریخته است. یکی از دیگری، و یکی با دیگری. مرد در زن و همسر پیشینش، شباهتی نمی‌یابد؛ اما زن مردد است: این مرد چون همسرش می‌نماید. خلوت عظیم درهم می‌شکند و درکی متقابل آغاز می‌شود. مرد قابلیت حیرت‌انگیزش در همراهی با عذاب را تصویر می‌کند و زن نه از میان گفته‌هایش که از میان ناگفته‌هایش ...
مشاهده تمام رمان های گراتزیا دلددا
مجموعه‌ها