مجموعه داستان خارجی

معجزه اشتیاق 1

این دفتر به قصد آن سامان گرفته است که گوشه‌هایی از ادبیات داستانی قرن بیستم کشورهای آلمانی زبان را به خواننده ایرانی عرضه کند. نگارنده این سطور خوب می‌داند که معرفی سیر و سلوک داستان‌نویسی در کشورهای آلمانی زبان نه در حد بضاعت اوست، و نه در دفتری با این اندازه شدنی. از این رو اگر این مجموعه بتواند بر برداشتی که خواننده فارسی‌زبان از بزرگانی چون توماس مان، هاینریش مان، برتولت برشت، و... در ذهن دارد نکته‌ئی تازه بیافزاید، اگر میان او و نویسندگانی چون آرتور اشنیتسلر، آنا زگرس، ماکس فریش، گونتر گراس، و... الفتی پدید آورد، و اگر او را نسبت به چهره‌های ناآشنایی چون وولف دیتریش اشنوره، زیگفرید لنتس، اینگه بورگ باخمن، و... کنجکاو کند، وظیفه خود را به انجام رسانده است. آثار عرضه شده در این دفتر بر این اساس گزیده شده‌اند که خواننده ایرانی هر چه بیش‌تر با سبک‌های گوناگون و موضوعات متفاوتی که نویسندگان آلمانی زبان به آن پرداخته‌اند آشنا شود.

تجربه
9789646481176
۱۳۷۶
۳۱۲ صفحه
۱۱۳۷ مشاهده
۰ نقل قول
جمعی از نویسندگان
صفحه نویسنده جمعی از نویسندگان
۲۸۸ رمان ...
دیگر رمان‌های جمعی از نویسندگان
مردی که کشتمش (گزیده داستان‌های کوتاه آمریکا)
مردی که کشتمش (گزیده داستان‌های کوتاه آمریکا) فکش توی گلویش بود، لب دندان‌های بالایی‌اش نمانده بود. یک چشمش بسته بود. چشم دیگرش سوراخی مثل ستاره داشت. ابروهایش به ظرافت قوس ابروی زنانه می‌مانست. بینی‌اش آسیب ندیده بود. مختصر اشکی دم لاله‌ی یک گوشش به چشم می خورد. موهای مشکی‌اش به عقب شانه شده بود. پیشانی‌اش چروک مختصری داشت، ناخن‌هایش مرتب بود. بر پوست گونه‌ی چپش جای سه ...
نخل و غبار
نخل و غبار هیچ‌کس نمی‌داند که شب‌ها می‌آید. از همین گوشه باز پرده، تکان می‌خورد و بعد همه‌جا روشن می‌شود. تنم گر می‌گیرد. می‌لرزم و یواشکی چشم می چرخانم که گمش نکنم. انگار عادتمان شده که او یک‌هو بیاید و من در سکوت دنبالش راه بیفتم...
23 داستان از داستان‌نویسان امروز ایران با تفسیر
23 داستان از داستان‌نویسان امروز ایران با تفسیر «اون وقتا نه کولر داشتیم و نه این همه پادرد و کمردرد. یه پاشیر داشتیم عین یخچال. حیاط بیرونی و حیاط خلوت درندشت بودند و باغچه‌ها پر از گل‌های رنگارنگ...» چشم‌انداز خانه‌اش، دنیای درون خانه را نشان می‌دهد و مصداقی است از آن‌چه او می‌خواهد باشد؛ گرچه همه دوست و ایل و تبارش رفته‌اند و او تنها مانده و محله ...
بعضی زن‌ها
بعضی زن‌ها آرچي مك‌لاورتي صدايي براي آواز داشت كه هركس يك‌بار مي‌شنيد هرگز فراموش نمي‌كرد. صدايي صاف و محكم. كلمه‌ها را نيمي فرياد و نيمي آواز ادا مي‌كرد. آواز محزون و يكنواخت و بي‌پيرايه‌اش، چيزهايي را بيان مي‌كرد نگفتني، واضح و شمرده. از رز هم با آواز خواستگاري كرد، برايش خواند: «هرگز زن يك جوان بي خاصيت نشو.»...
داستان‌های وحشت 2
داستان‌های وحشت 2
مشاهده تمام رمان های جمعی از نویسندگان
مجموعه‌ها