۱۱۹ رمان
آگاتا کریستی، نویسنده انگلیسی رمانهای جنایی است؛ نویسندهای که نامش با هرکول پوآرو، خانم مارپل و نمایشنامه «تله موش» برای بسیاری از خوانندگان آشنا شده است. او در سنت ادبی خود فقط یک نام فهرستی نیست و صدایی دارد که از دل تجربه، زمانه و شیوه روایتش شکل گرفته است.
زندگی او از Torquay, Devon, England آغاز شد و همین زمینه فرهنگی، در کنار مسیر حرفهایاش، به آثارش رنگ و بافتی مشخص داد. دانستن این پسزمینه کمک میکند جهان نوشتههایش خشک ...
راز سیتافورد
سیتافورد نام دهکدهای کوچک است که تمام اتفاقات مرموز داستان در آن رخ میدهد. سروان ناراکوت مامور اداره پلیس در تلاشی بی پایان برای یافتن کلید معما در جستجو است و در این راه با حوادثی عجیب مواجه میشود اما سرانجام...
13 معما
مجموعهای از سیزده معمای حل نشده به دست کاراگاهان جنایی پلیس که خانم مارپل با هوش و ذکاوتی سرشار این معماها را حل میکند. کلوپ سهشنبه شبها، محراب آستارته، شمشهای طلا، پیادهرو خونین، ندیمه، گیاه مرگ و... از این مجموعه هستند.
چمن خونین
کاپیتان هیستینگز یار و همکار پوارو که در لندن با هم به سر میبرند و در این داستان طی ماموریت خود با همسر آیندهاش هم آشنا شده در یک ازدواج ماه عسلی سر از آفریقای جنوبی در میآورد. در این ماجرا کاپیتان هیستینگز بر خلاف پوارو بسیار خونسرد. پر حرارت است.
و باز هم کاپیتان هیستینگز در این داستان بر خلاف ...
4 غول بزرگ
دیدهام که بعضیها موقع عبور از کانال مانش چقدر بیخیالاند. آرام تو صندل حصیری میلمند و موقع ورود منتظر میمانند تا کشتی وارد اسکله شود. بعد با کمال خونسردی وسایلشان را جمع میکنند و سلانه سلانه پیاده میشوند. ولی من نمیتوانم اینطور باشم. از لحظهای که سوار میشوم، خیال میکنم الان میرسیم و وقت هیچ کاری ندارم.
آقای کوئین در رویستون (ماجراهای آقای کوئین)
نفس در سینه او حبس شد. جام بلورین! کاروسو وقتی که آواز می خواند جام خرد میشد. یوشبیم در استودیوی رادیو قرار بود بخواند و در اتاقی به فاصله یک کیلومتری، نه جام، بلکه قدح بلورین سبزی قرار بود بشکند. یک جام با حبابهای بزرگ با صدای او قرار است بیفتد و حبابهای آن بشکند؛ حبابهایی که شاید داخل آن ...