رمان ایرانی

رقص در خاطره

ماتینا! دختری که همگان در انتظارند گوشه چشمی به آنان نشان دهد، سر خورده‌ از عشقی افلاطونی به منزلی قدیمی پناه می‌برد. ـ اما در مکان و زمان معلق می‌گردد و قدم در حرمسرای ناصرالدین شاه می‌گذارد و... ـ ماجراهای شیرینی با همسران متعدد او برایش رقم می‌خورد... دیگران باورش نمی‌کنند. ـ این بار با قلبی مجروح تر از گذشته راهی لواسان می‌گردد. با دلی آکنده از نفرت به هر جنس مذکری. ـ در آنجاست که...

پرسمان
9789642835560
۱۳۸۹
۴۸۴ صفحه
۴۱۶ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده مریم عباس‌زاده
۹ رمان مریم عباس‌زاده نویسنده ایرانی است؛ نام او در فضای داستان و نشر فارسی دیده می‌شود و آثارش برای مخاطبان امروز خوانده شده‌اند. درباره جزئیات زندگی شخصی او داده عمومی و قابل اتکای زیادی در دسترس نیست؛ بنابراین معرفی دقیق‌تر باید بر خود آثار و جایگاه نوشتاری او تکیه کند. آثار این طیف از نویسندگان معمولا با روایت روشن، شخصیت‌های نزدیک و دغدغه‌هایی برآمده از زندگی روزمره همراه است. در چنین نوشتاری، سادگی زبان وقتی ارزشمند است که تجربه انسانی را کم‌عمق نکند و ...
دیگر رمان‌های مریم عباس‌زاده
زن قهرمان بی‌مدال
زن قهرمان بی‌مدال تو جامعه ما و تو این فرهنگ این کار سخته. وقتی زنی بخواد تو جایگاه واقعی خودش قرار بگیره مجبوره بر خلاف جهت آب شنا کنه... تازه اگرم این کارو بکنه نگاه‌ها نسبت بهش عوض می‌شه و یه جور دیگه نگاش می‌کنن. حتی خود ما زن‌هام اون جوری که باید و شاید خودمونو باور نداریم. ولی باید باور کنیم. زن بهترین و آخرین ...
عشق توت فرنگی نیست
عشق توت فرنگی نیست محیط جذاب دانشکده به دلیل مزاحمت‌های عاشقی ناخلف برای ترمه تلخ و ملال‌آور می‌شود. هنوز بر هیچ مشکلی فائق نیامده که عشق پسرعموی از فرنگ برگشته چون آواری بر سرش فرو می‌‌ریزد... درمانده و پریشان در جست‌و‌جوی راه حل مناسبی، ناگزیر تصمیمی عجیب، سوال برانگیز و در عین حال هیجان‌انگیز می‌گیرد. تصمیمی هنجارشکن و مغایر با عرف جامعه. که...
پالتویی برای 1 دکمه
پالتویی برای 1 دکمه «پاکت رو به سمتم گرفت، تو دستم سبک و سنگینش کردم، دلم نمی‌خواست اونجا بخونمش، باید تو خلوت اتاقم و تو تنهایی حرفای دل یه زن عاشق و یه مادر خارق‌العاده رو می‌خوندم... نارسیس زن عجیبی بود که می‌دونست چی از زندگی می‌خواد و حتی...»
من سکوت و انتظار
من سکوت و انتظار یه روزی نفرت تنها حسی بود که می‌شناختم، ازخودم و دیگرون بیزار بودم، حال و حوصله هیچی و هیچ‌کس رو نداشتم، یه روزایی می‌شد که تا بعدازظهر از رختخواب بیرون نمی‌اومدم، حال و حوصله هیچ کاری نداشتم، خوارکم فقط گریه بود و اشک و آه... اگه نجنبیده بودم و به خودم نمی‌اومدم الان جام تو دارالمجانین بود. حالا گذشته رو ...
نیلا
نیلا از این همه قشنگی دل کوچکش مالامال از شادی شد و از خالق مهربانش تشکر کرد. آهی از سر رضایت کشید، لحظاتی به خودش خیره شد. ناگهان دلش فرو ریخت و چندین مرتبه پلک زد و سعی کرد بغضش را فرو دهد، مغرورانه سر را بالا گرفت و به خود نهیب زد: گریه نه. الان وقتش نیست، نباید از خودم ...
مشاهده تمام رمان های مریم عباس‌زاده
مجموعه‌ها