وقتی یکی از دوستان دخترم رقص یادم میداد، ازش پرسیدم: چطور میفهمی پسرها از کدام طرف میروند؟ او گفت: با بدنت احساس میکنی! گفتم: چطور با بدن میتوان احساس کرد؟ گفت: با چسباندن به او! به همین علت به تو میچسبیدم! متوجه نبودم که...
۲۸ رمان
تنسی ویلیامز نمایشنامهنویس آمریکایی و از مهمترین چهرههای تئاتر قرن بیستم است. او در میسیسیپی به دنیا آمد و با نمایشنامههایی شناخته شد که میل، شکنندگی و زخمهای خانوادگی را روی صحنه آوردند.
در آثار ویلیامز، خانه معمولاً جای امنی نیست؛ جایی است پر از خاطره، فشار، میل سرکوبشده و حرفهایی که نمیشود گفت. شخصیتهایش اغلب میان رؤیا و واقعیت گیر افتادهاند.
«اتوبوسی به نام هوس» و «گربه روی شیروانی داغ» از معروفترین آثار او هستند. این نمایشنامهها با شخصیتهایی بهیادماندنی، گفتوگوهای ...
27 واگن پر از پنبه
اوایل عصر است و غروب در آسمان به رنگ صورتی است. مدت کوتاهی پس از بالا رفتن پرده، جیک میگان که مردی چاق و شصت ساله است از کلبه خارج شده به سرعت به گوشه خانه رفته، یک بشکه پر از نفت برمیدارد و خارج میشود. سگ سیاهی او را دنبال میکند. صدای روشن شدن یک اتومبیل و دور شدنش ...
تراموایی به نام هوس
اتوبوسی به نام هوس مفهومی قوی و عمیق دارد. ماجرای داستان در نیواورلئان اتفاق میافتد. داستان مربوط به تصویر عقبافتادهای از زیبایی زنی حساس در محیطی نامناسب است. بلانچ دوبوآ اکنون با رویاهایش، همراه با خاطرات تلخ یک عشق شکستخورده، مدتی است که اسیر چنگ شوهرخواهری دونصفت قرار گرفته است. آهنگ نمایشنامه به سوی آنچه ما فکر میکنیم، احساس میکنیم، ...
The Glass Menagerie
تابستان و دود
هرگز مگو عشق مال توست
عشق که هرگز نگفت میتواند باشد
از آن باد آرامی که میگذرد
در سکوت نادیدنی
به عشقم گفتم، به عشقم گفتم
تمام قلبم را به او گفتم.
لرزان، سرد، در هراسی مخوف
عشق من رخت بربست و رفت
او پیش از من نرفته بود
تا غریبه از کنارش بگذرد
در سکوت و نادیدنی
و به چنگش آورد با یک آه.