نمایش‌نامه

27 واگن پر از پنبه

(27 Wagons full of cotton)

اوایل عصر است و غروب در آسمان به رنگ صورتی است. مدت کوتاهی پس از بالا رفتن پرده، جیک میگان که مردی چاق و شصت ساله است از کلبه خارج شده به سرعت به گوشه خانه رفته، یک بشکه پر از نفت برمی‌دارد و خارج می‌شود. سگ سیاهی او را دنبال می‌‌کند. صدای روشن شدن یک اتومبیل و دور شدنش شنیده می‌شود. لحظه‌ای بعد، صدای فلورا از داخل خانه بلند می‌شود.

مینو
9789647487054
۱۳۹۲
۵۶ صفحه
۱۳۵۶ مشاهده
۰ نقل قول
تنسی ویلیامز
صفحه نویسنده تنسی ویلیامز
۲۸ رمان تنسی ویلیامز نمایشنامه‌نویس آمریکایی و از مهم‌ترین چهره‌های تئاتر قرن بیستم است. او در میسیسیپی به دنیا آمد و با نمایشنامه‌هایی شناخته شد که میل، شکنندگی و زخم‌های خانوادگی را روی صحنه آوردند. در آثار ویلیامز، خانه معمولاً جای امنی نیست؛ جایی است پر از خاطره، فشار، میل سرکوب‌شده و حرف‌هایی که نمی‌شود گفت. شخصیت‌هایش اغلب میان رؤیا و واقعیت گیر افتاده‌اند. «اتوبوسی به نام هوس» و «گربه روی شیروانی داغ» از معروف‌ترین آثار او هستند. این نمایشنامه‌ها با شخصیت‌هایی به‌یادماندنی، گفت‌وگوهای ...
دیگر رمان‌های تنسی ویلیامز
قطار شیر دیگر اینجا توقف نمی‌کند
قطار شیر دیگر اینجا توقف نمی‌کند
گربه روی شیروانی داغ
گربه روی شیروانی داغ "گربه روی شیروانی داغ "اثر "تنسی ویلیامز"، نویسنده آمریکایی ( 1914ـ 1983) نمایش‌نامه‌ای است درباره جوش و خروش حاکم بر خانواده ثروتمند جنوبی که با دورویی و ریا در کنار هم گرد آمده‌اند تا در یک لحظه خرد کننده همه چیز را فاش نمایند" .بریک "جوانی الکلی است که به خاطر مرگ بهترین دوستش و کوتاهی در دوستی با او، ...
تابستان و دود
تابستان و دود هرگز مگو عشق مال توست عشق که هرگز نگفت می‌تواند باشد از آن باد آرامی که می‌گذرد در سکوت نادیدنی به عشقم گفتم، به عشقم گفتم تمام قلبم را به او گفتم. لرزان، سرد، در هراسی مخوف عشق من رخت بربست و رفت او پیش از من نرفته بود تا غریبه از کنارش بگذرد در سکوت و نادیدنی و به چنگش آورد با یک آه.
با من مثل باران حرف بزن و بگذار بشنوم
با من مثل باران حرف بزن و بگذار بشنوم کتاب‌های قطور و نوشته‌های نویسندگان مرده را خواهم خواند و با آنها احساس نزدیکی خواهم کرد، حتی بیشتر از آدم‌هایی که قبل از کناره گرفتن از دنیا، می‌شناختم‌شان.
من از میان شعله‌ها برخاسته‌ام فریاد ققنوس
من از میان شعله‌ها برخاسته‌ام فریاد ققنوس نه... بر عکس،‌ این زن‌ها هستند که بهای قبولی زندگی را می‌پردازند و تمام عمر، بازوهایشان را مثل یک میله، پشت دری که مرگ می‌خواهد از آنجا وارد شود، می‌گذارند. مردها، مرگ را دوست دارند... زن‌ها، نه، مردها یکدیگر را مجروح می‌کنند و زن‌ها جلو خونریزی را می‌گیرند.
مشاهده تمام رمان های تنسی ویلیامز
مجموعه‌ها