۲۸ رمان
تنسی ویلیامز نمایشنامهنویس آمریکایی و از مهمترین چهرههای تئاتر قرن بیستم است. او در میسیسیپی به دنیا آمد و با نمایشنامههایی شناخته شد که میل، شکنندگی و زخمهای خانوادگی را روی صحنه آوردند.
در آثار ویلیامز، خانه معمولاً جای امنی نیست؛ جایی است پر از خاطره، فشار، میل سرکوبشده و حرفهایی که نمیشود گفت. شخصیتهایش اغلب میان رؤیا و واقعیت گیر افتادهاند.
«اتوبوسی به نام هوس» و «گربه روی شیروانی داغ» از معروفترین آثار او هستند. این نمایشنامهها با شخصیتهایی بهیادماندنی، گفتوگوهای ...
با من مثل باران حرف بزن و بگذار بشنوم
کتابهای قطور و نوشتههای نویسندگان مرده را خواهم خواند و با آنها احساس نزدیکی خواهم کرد، حتی بیشتر از آدمهایی که قبل از کناره گرفتن از دنیا، میشناختمشان.
نمیدونم فردا چی میشه
در این نمایش نامه "تنسی ویلیامز" نیز عشق و روابط انسانها در پیچ و خم گرههای فروخورده، ناتوانیهای جسمانی همچون آینهی زخمهای روح و تردیدها و تعلیقهای دایمی در گذر زمان به تصویر کشیده شده است. شخصیتهای این نمایشنامه زنی مردد و مردی با زبان الکناند، و آیندهی عشق را هیچ یک نمیدانند.
من از میان شعلهها برخاستهام فریاد ققنوس
نه... بر عکس، این زنها هستند که بهای قبولی زندگی را میپردازند و تمام عمر، بازوهایشان را مثل یک میله، پشت دری که مرگ میخواهد از آنجا وارد شود، میگذارند. مردها، مرگ را دوست دارند... زنها، نه، مردها یکدیگر را مجروح میکنند و زنها جلو خونریزی را میگیرند.
خال گل سرخ
وقتی یکی از دوستان دخترم رقص یادم میداد، ازش پرسیدم: چطور میفهمی پسرها از کدام طرف میروند؟ او گفت: با بدنت احساس میکنی! گفتم: چطور با بدن میتوان احساس کرد؟ گفت: با چسباندن به او! به همین علت به تو میچسبیدم! متوجه نبودم که...
نزول اورفیوس
نزول اورفیوس یک نمایشنامه است که با الهام از سرگذشت اورفیوس، پسر آپولون خدای شعر و موسیقی از همسری زمینی، نوشته شده است.