رمان ایرانی

افسون‌نامه (1 داستان بلند از آرمان آرین)

کوچه‌ها آنقدر خلوت بود که حتی سگ‌های ول هم به سوراخ‌هایشان خزیده بودند. از هیچ خانه‌ای بوی ناهار نمی‌آمد و البته اناث ده هم که معمولا دنبال این مهلت‌هایند، به عزای استا دستشان به دیگ و تنور نمی‌رفت! انگار ملک‌الموت، این بار خودش روی سینه ده نشسته بود که نفسمان بالا نمی‌کشید.

9786001880230
۱۳۹۰
۹۲ صفحه
۱۰۶۵ مشاهده
۰ نقل قول
آرمان آرین
صفحه نویسنده آرمان آرین
۲۵ رمان آرمان آرین نویسنده ایرانی ادبیات نوجوان و فانتزی است. او در تهران به دنیا آمد و با آثاری شناخته شد که به اسطوره، تاریخ و جهان‌های خیال‌انگیز ایرانی نزدیک‌اند. آرین از نویسندگانی است که تلاش کرده فانتزی را با ریشه‌های فرهنگی و تاریخی ایران پیوند بدهد. در آثار او، ماجراجویی نوجوانانه فقط تقلید از الگوهای غربی نیست و به میراث روایی فارسی هم چشم دارد. مجموعه‌هایی مانند «پارسیان و من» و آثار تاریخی-اسطوره‌ای او، برای مخاطبانی نوشته شده‌اند که به روایت‌های پرکشش، ...
دیگر رمان‌های آرمان آرین
حماسه سرآغاز (پتش خوارگر 1)
حماسه سرآغاز (پتش خوارگر 1) پاهای پسرک از وحشت قفل شده بودند و دست‌هایش می‌لرزیدند. اگر برمی‌خاست و به سوی درخت دیگری می‌دوید، غول بی‌تردید او را می‌دید و با دو قدم به او می‌رسید و اگر همان‌جا می‌ماند، غول چند ثانیه دیگر بالای سرش بود! در همین فکرها بود که ناگهان دو دست نیرومند، از فراز همان درخت، بر سرش فرود آمدند و پیش ...
تاریک روشنا
تاریک روشنا "تاریک روشنا" نخستین داستان بلند ایرانی با بن‌مایه‌های معنوی - اسطوره‌ای‌ست که ماجرایش در آینده‌ای دور، به سال 3000 میلادی می‌گذرد؛ در کهکشانی دوردست، سیاره‌هایی ناشناخته و مردمانی دگرگون‌ شده و غریبه که شاید برآیندی از همین امروز ما باشند. «... و روشنا زمزمه می‌کند: نه من، نه تو و نه هیچ آدمیزاد دیگری، در بهترین نقطه ننشسته‌ایم. هر کس ...
اشوزدنگهه (اسطوره هم‌اکنون)
اشوزدنگهه (اسطوره هم‌اکنون) «هر کس در زندگی خویش، چیزی را می‌جوید و نهایت دسترنج او همان خواهد شد که از آغاز طلبیده و در راه آن کوشیده بوده است. این بخشی از عدالت جهان است که برای هر انسان، فرد به فرد معنا دارد. اگر در جستجوی حق باشی، آن را خواهی یافت و از آن او خواهی شد. اگر جوینده‌ی باطل شوی، ...
دست‌نوشته‌های 6 هزار ساله اشوزدنگهه
دست‌نوشته‌های 6 هزار ساله اشوزدنگهه من در روان خویش هزار هزار انسان دارم! لشکری از مردان و زنان بوده یا نبوده سواره یا پیاده، نامریی یا مرده که بیایند همچو زندگان. سپاهی از دلیران شکست‌خورده یا پیروزمندان ناشاد، گویی شاهراه میلادها و مرگ‌ها از دل من عبور می‌کند. چهره‌ام آرام است ولی درون من غوغایی به قدمت تاریخ برپاست!
سپیتمان
سپیتمان ‹‹ به کدام سرزمین روی آوردم؟! به کجا، رفته پناه جویم؟ اشراف و بزرگان از من کناره می‌گیرند و از دهقانان و مردم عادی به دلیل نادانی‌اشان و از فرمانروایان شهرها به خاطر دروغ‌گویی‌شان خشنود و راضی نیستم. در این وانفسا چطور می‌توانم فرمان تو را اجرا و تو را شاد کنم ای خداوند؟!››
مشاهده تمام رمان های آرمان آرین
مجموعه‌ها