مجموعه داستان خارجی

همه افق

ذهنم آزادترین لحظه‌ها را می‌گذراند. گرفتار هیچ فکر و خیالی نبودم. سبک‌بالی پرنده‌های دریایی را داشتم. داشتند آن دورها پرواز می کردند. ممنون زمین بودمو ممنون دریا. ممنون آسمان. ممنون خودم که تکه‌ای از آن‌ها بودم. به طور مبهمی حس کردم که آزادی باید همین باشد. پس تا آن روز فقط طوطی‌وار آن را تکرار کرده بودم، بی‌آنکه بدان واقعا چیست. قلبم تند می‌زد. هیجان و خوشی فراتر از طاقتم بود. چشم‌هایش رفته بود. آن همه شفافیت دنیا از خود بی خودم کرده بود. زدم زیر گریه داشتم خاصیت قشنگی از زندگی را باور می‌کردم. دلم می‌خواست هرگز این باور از یادم نرود. احساس قدرتی که به من دست داد حیرت‌انگیز بود. تصمیم گرفتم خودم را گرفتار هیچ بیهوده‌ای نکنم، هرگز احساس عجز و بدبختی نکنم، آزاد زندگی کنم.

چشمه
9789643629151
۱۳۸۹
۹۲ صفحه
۱۰۹۷ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده فریبا وفی
۱۳ رمان فریبا وفی، نویسنده ایرانی است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به زن، خانه، سکوت، مهاجرت درونی و زندگی روزمره نزدیک‌اند. در معرفی او، بهتر است به جای جمله‌های کلیشه‌ای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتاب‌هایش برمی‌گرداند. مسیر کار او نشان می‌دهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان می‌آید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمان‌های پرخواننده‌ای که بی‌واسطه با مخاطب حرف می‌زنند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او می‌توان ...
دیگر رمان‌های فریبا وفی
در عمق صحنه
در عمق صحنه اون وقت منو با خودش برد و بهم گفت که خودش دم در وا میایستد و نمی‌آد تو. آخه اگر شوهرش بفهمه پوست از سرش می‌کنه. بعدم گفت: " کاش عبرت گرفته باشه و سر عقل بیاد و دیگه از این کارها نکنه." اون روز رفتم نشستم پشت اون شیشه. آبجی اشرف بیرون ایستاد و با من نیومد تو. می‌ترسیدم. ...
حتی وقتی می‌خندیم
حتی وقتی می‌خندیم همین جاست که باید مثل یک سرباز کارکشته شلیک کنی ولی نه شلیک‌خنده. باید بتوانی بخندی. خنده‌ی بلند آدم بی‌غل‌و‌ غش. باید آن‌قدر خوش دلانه بخندی که به راحتی او را هم به خنده بیاوری. باید به خودتان نگاه کنید و بخندید با صدای بلند درست در این لحظه است که خنده‌ می‌تواند یک فشفشه باشد توی آسمان تاریک و ...
پرنده من
پرنده من سکوت من گذشته دارد. به خاطر آن بارها تشویق شده‌ام. 7، 8 ساله بودم که دانستم هر بچه‌ای آن را ندارد. سکوت من اولین دارایی‌ام به حساب می‌آمد. . . در طول سال‌هایی که بعد از آن آمد بارها مورد تحسین زن‌های خانواده‌مان قرار گرفتم به خاطر توداری‌ام. به خاطر رازداری‌ام. خیلی زود فهمیدم که به یک صندوقچه می‌مانم با ...
آدم‌های زندگی قبلی
آدم‌های زندگی قبلی "آدم‌های زندگی قبلی" رمانی از فریبا وفی است که در سال ۱۴۰۴ توسط نشر چشمه منتشر شد. این اثر با نگاهی تازه به روایت‌های پیشین نویسنده، داستان زنی را به تصویر می‌کشد که پس از سال‌ها زندگی در ایران و درگیر بودن با روابط پیچیده خانوادگی و اجتماعی، تصمیم به مهاجرت می‌گیرد و در جستجوی هویت و آزادی، به آلمان ...
رازی در کوچه‌ها
رازی در کوچه‌ها درخت مثل خود آذر است، شوخ و شنگ و دیوانه. از مدت‌ها پیش پیله کرده‌ام به درخت. شاید هم درخت پیله کرده است به من. بعضی وقت‌ها می‌آید و مثل ولگردی می‌چسبد به دیوار مغرم و همان‌جا از نو سبز می‌شود. آفتاب از هر طرف به آن می‌تابد و درخت انگار یک هوا بلندتر می‌شود. از همه خانه‌های محله می‌شود ...
مشاهده تمام رمان های فریبا وفی
مجموعه‌ها