رمان خارجی

ماجرای شخصی مادام مگره

(Amie de mme maigret)

مادام مگره در آپارتمان را با فشاری باز کرد. او نفس نفس می‌زد. کلاهش مچاله شده بود. او یک ساعت دیر کرده بود. مگره داشت برشی از پنیر را با نان می‌خورد. لب‌های زن با لرزش این کلمات را گفت: من از هر اتفاقی صحبت می‌کنم، تو نزن زیر خنده. و آن‌وقت دست به کار تعریف داستان عجیبی شد آنقدر عجیب و دور از ذهن و در مسیری خطرناک که مستقیما منجر به حل جنایتی غیر ممکن می‌گردید. جنایتی بدون مقتول، متهمی در دسترس که با پلیس همه نوع هم‌کاری را می‌کرد. ولی اظهاراتش به هیچ حقیقتی رهنمود نمی‌شد. مادام مگره هیچ‌گاه در هیچ یک از ماجراهای شوهر سرشناسش مداخله نمی‌کرد. ولی اکنون موفقانه در اولین ماجرای یک قتل در شهر پاریس با شوهرش همکاری می‌نماید. بطوری که شوهرش چاره‌ای جز این ندارد که او را در حین انجام این کار تحسین نماید.

حسن زیادلو
9786005021189
۱۳۸۸
۲۰۸ صفحه
۹۳۲ مشاهده
۰ نقل قول
ژرژ سیمنون
صفحه نویسنده ژرژ سیمنون
۵۹ رمان ژرژ سیمنون، رمان‌نویس بلژیکی، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در لیژ بلژیک به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با روزنامه‌نگاری، نوشتن پیاپی و توجه به زندگی شهری شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با رمان‌های کارآگاه مگره و ده‌ها رمان ...
دیگر رمان‌های ژرژ سیمنون
مگره و قضیه ناحور
مگره و قضیه ناحور
ناکامی مگره
ناکامی مگره ژوزف، پیش‌خدمت اداره ، با نوک ناخن‌ها، خیلی آهسته به در زد و بیشتر از موشی که خیلی آهسته بدود سر و صدا راه نینداخت. بی‌هیچ صدای در را نیمه باز کرد و آنقدر آرام وآهسته در دفتر کار مگره ظاهر شد که با کله طاس و موهای سفید راحت می‌توانست نقش شبح را بازی کند!
مرگ مرموز در کلیسا (پرونده ژرژ سیمنون)
مرگ مرموز در کلیسا (پرونده ژرژ سیمنون) خادم کلیسا که کار خود را به اتمام رسانده بود به خانم سنت فیاکر نگاه کرد شک و تردیدی به دلش راه یافت در همان لحظه سربازرس جلو آمد . هر دو نفر کاملا به کنتس نزدیک و ازبی حرکتی و سکون وی متعجب شده بودند و در انتظار مشاهده چهره‌ای بودند که دست‌های گره کرده وی آن را پوشاند بود. مگر ...
مگره می‌ترسد
مگره می‌ترسد
مگره دام می‌گسترد
مگره دام می‌گسترد از ماه فوریه، از زمان اولین جنایت، قاتل هربار زمان سوقصدهایش را عقب‌تر برده و از ساعت 8 شب به ساعت 9 و 45 دقیقه رسانده بود. هر لحظه ممکن بود فریاد عابری به گوش رسد که در تاریکی به جسدی در پیاده رو برخورده است. اغلب قربانی‌ها به این شکل پیدا شده بودند. خداوندا، کاری بکن امشب قتلی صورت ...
مشاهده تمام رمان های ژرژ سیمنون
مجموعه‌ها