اطرافم را مه غلیظ پر کرده بود و هیچ صدایی به گوش نمیرسید. بی هدف چند قدم به جلو برداشتم. از صدای خش خش برگهای زیر پایم متوجه شدم در باغی هستم. صدای کلاغها کم کم گوشم را پر میکرد. گویی قرار بود اتفاق شومی بیفتد.
۱۱ رمان
بیتا فرخی نویسنده، شاعر و مترجم ایرانی است؛ از چهرههای فعال در ادبیات کودک و نوجوان و فضای فرهنگی معاصر.
او در تهران به دنیا آمد و کارنامهاش میان نوشتن، ترجمه و فعالیت ادبی برای مخاطب جوان شکل گرفته است.
در آثار و ترجمههای این حوزه، شناخت زبان نوجوان اهمیت زیادی دارد؛ متن باید روشن باشد، اما سطحی و بیجان نشود.
فرخی در فضایی کار میکند که ادبیات کودک و نوجوان ایران به صداهای تازه، نگاه امروزی و ارتباط با ادبیات جهان نیاز ...
سروین
نگاهی به پشت سر میکنم.
نه، منظورم آن روزهایی است که
سالها از گذرشان گذشته.
و تمامی آن بچههایی را میبینم
که شور و شوق جوانی
به هرکاری، چه درست و چه غلط
وادارشان میکرد.
آنجا، عشق با نگاه آغاز میشد
و ریشه مییافت.
عشقی که فقط معنای خواستن نداشت
میرفت تا یکی شدن، با هم شدن.
چقدر زندگی ما آدمها
مثل درختهاست؛
یکی سرخم میکند نمیایستد
و یکی میایستد و میشود ...
هوای دلبستگی
هوای دلبستگی داستان دو خانوادهی آبرومند است که علاوه بر رابطهی فامیلی سالها پیوندی عمیق و صمیمی میانشان برقرار بوده؛ تا اینکه حادثهای تلخ، آرامششان را از هم میپاشد و حقیقت را زیر لایهای از سکوت، سوءظن و اندوه پنهان میکند. آیلی بیدل برای یافتن حقیقت، ناچار میشود با رامتین همراه شود؛ مردی که پس از سالها دوری به خانهی ...
در 1 نگاه
خسته بودم و مایوس. مایوستر از آنی که حتی به خودم اندک امیدی بدهم. فکر میکردم که رامتین مرده و کتاب عشق من و او برای همیشه بسته شده. احساس بدبختی میکردم و با گریه از درگاه خدا میخواستم که به زندگی من هم پایان دهد تا در دنیایی دیگر با محبوبم دیدار کنم...
تکهای از آسمان
کنار یکدیگر نشستهایم و نگاههایمان گره میخورند در میان چهرههای غمزده. هر کدام از ما را سرنوشتی بوده است. اندکی از ما یاد گرفتهایم و برخی هنوز در ابتدای دانستن ماندهایم!
آنان که آموختهاند از زندگی و روزگار میدانند که چگونه با امروز خویش و هر لحظهای که در آن نفس میکشند میباید کنار آمد و زندگی کرد، و آنان که ...