مجموعه داستان خارجی

بانو و جوانی خویش

وقتی بانو برای آخرین بار در آینه نگاه کرد، دیگر خود را نمی‌شناخت. پیراهن سبز، هیکل دخترانه‌اش را قالب گرفته بود و بازوهای سفیدش از میان چین‌های سر شانه برق می‌زد، صورتش همان صورت هیجده سالگی بود که حالا کمی پهن‌تر و زیباتر شده بود. لایه‌ای از پودر تمام چین‌های ریز کنار دهان و چشم‌ها را می‌پوشاند و اگر چشم‌هایش هنوز همان برق را داشت، هیچ‌کس بانوی حالا را نمی‌شناخت. بانو از سر رضایت لبخندی زد و به اتاق محمود خان رفت.

چشمه
9789643626624
۱۳۸۸
۷۲ صفحه
۶۶۲ مشاهده
۰ نقل قول
ناهید طباطبایی
صفحه نویسنده ناهید طباطبایی
۱۱ رمان ناهید طباطبایی نویسنده و مترجم ایرانی است؛ صدایی آرام و دقیق در داستان‌نویسی معاصر که بیشتر با روایت زندگی روزمره، زنان و روابط خانوادگی شناخته می‌شود. او از تهران می‌آید و فضای شهری در بسیاری از نوشته‌هایش نقش دارد؛ شهری که در آن سکوت‌ها گاهی از اتفاق‌های بزرگ مهم‌ترند. در داستان‌های طباطبایی، بحران‌ها معمولا با فریاد وارد نمی‌شوند؛ آرام شکل می‌گیرند، در رفتارهای کوچک پنهان می‌شوند و کم‌کم معنا پیدا می‌کنند. زبان او شفاف و بی‌ادعاست. همین سادگی به خواننده اجازه می‌دهد به ...
دیگر رمان‌های ناهید طباطبایی
برف و نرگس
برف و نرگس
بانو، مینا و دیگران
بانو، مینا و دیگران
حضور آبی مینا
حضور آبی مینا بعد از این مهمانی بود که سر صحبت را با کمال باز کردم. اول به او گفتم:«تو هم شعر می‌گفتی و من نمی‌دانستم.» خندید و گفت:«کی چنین مزخرفاتی را به تو گفته.» گفتم:«دختر عمه‌ات.» کمال خندید و گفت:«دیگر چه گفته؟» آن‌وقت من تمام حرف‌های او را برای کمال گفتم. کمال خوب گوش داد، کمی ساکت ماند و بعد گفت:«می‌دانی مینا ...
ستاره سینما
ستاره سینما
مشاهده تمام رمان های ناهید طباطبایی
مجموعه‌ها