مجموعه داستان خارجی

حضور آبی مینا

بعد از این مهمانی بود که سر صحبت را با کمال باز کردم. اول به او گفتم:«تو هم شعر می‌گفتی و من نمی‌دانستم.» خندید و گفت:«کی چنین مزخرفاتی را به تو گفته.» گفتم:«دختر عمه‌ات.» کمال خندید و گفت:«دیگر چه گفته؟» آن‌وقت من تمام حرف‌های او را برای کمال گفتم. کمال خوب گوش داد، کمی ساکت ماند و بعد گفت:«می‌دانی مینا زن خوبی بود، اما مرا دوست نداشت، همین.» زن خوب، مینا زن خوبی بود. اما کمال را دوست نداشت. همین.

چشمه
9789643626631
۱۳۸۸
۶۸ صفحه
۷۴۸ مشاهده
۰ نقل قول
ناهید طباطبایی
صفحه نویسنده ناهید طباطبایی
۱۱ رمان ناهید طباطبایی نویسنده و مترجم ایرانی است؛ صدایی آرام و دقیق در داستان‌نویسی معاصر که بیشتر با روایت زندگی روزمره، زنان و روابط خانوادگی شناخته می‌شود. او از تهران می‌آید و فضای شهری در بسیاری از نوشته‌هایش نقش دارد؛ شهری که در آن سکوت‌ها گاهی از اتفاق‌های بزرگ مهم‌ترند. در داستان‌های طباطبایی، بحران‌ها معمولا با فریاد وارد نمی‌شوند؛ آرام شکل می‌گیرند، در رفتارهای کوچک پنهان می‌شوند و کم‌کم معنا پیدا می‌کنند. زبان او شفاف و بی‌ادعاست. همین سادگی به خواننده اجازه می‌دهد به ...
دیگر رمان‌های ناهید طباطبایی
ستاره سینما
ستاره سینما
رکسانا نیستم اگر
رکسانا نیستم اگر سودی خندید. در را باز کرد. آب خنک را ریخت روی صورتش. جلو لباسش خیس شد. فافا جعبه دستمال را گرفت جلو او. سودی دست او را کنار زد. حالا کرم‌ها پاک شده بودند و قطره‌های آب روی صورتش می‌درخشیدند. ته بطری را سر کشید و گفت:‹‹ می‌شود از همین‌جا دور زد؟›› فافا با چشم‌های گرد شده پرسید:‹‹پس قرارهایت چی؟ بابات ...
بانو و جوانی خویش
بانو و جوانی خویش وقتی بانو برای آخرین بار در آینه نگاه کرد، دیگر خود را نمی‌شناخت. پیراهن سبز، هیکل دخترانه‌اش را قالب گرفته بود و بازوهای سفیدش از میان چین‌های سر شانه برق می‌زد، صورتش همان صورت هیجده سالگی بود که حالا کمی پهن‌تر و زیباتر شده بود. لایه‌ای از پودر تمام چین‌های ریز کنار دهان و چشم‌ها را می‌پوشاند و اگر چشم‌هایش ...
برف و نرگس
برف و نرگس
بانو، مینا و دیگران
بانو، مینا و دیگران
مشاهده تمام رمان های ناهید طباطبایی
مجموعه‌ها