مجموعه داستان خارجی

نخستین عشق

امروز که این سرها را می‌نویسم نمی‌دانم او زنده است یا نه؟ چند سال بعد که در کشوری دیگر بودم در کوپه قطاری به زنی برخوردم که حالت چشم‌ها و چهره‌اش، نگاه فراموش ناشدنی آسیا را به یادم آورد. آسیایی که در بهترین روزهای زندگی‌ام شناختم اما عشق و شیدایی او را قدر ندانستم. هنوز او را همان گونه که بر روی پشتی صندلی کوتاه چوبی سر فرود آورده بود به یاد می‌آورم.

بوتیمار
9789649963907
۱۳۹۱
۱۴۴ صفحه
۱۵۸۴ مشاهده
۰ نقل قول
ایوان تورگنیف
صفحه نویسنده ایوان تورگنیف
۱۶ رمان ایوان تورگنیف، رمان‌نویس و نمایشنامه‌نویس روس است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به نسل‌ها، عشق، طبقه، روستا و تغییر اجتماعی نزدیک‌اند. در معرفی او، بهتر است به جای جمله‌های کلیشه‌ای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتاب‌هایش برمی‌گرداند. مسیر کار او نشان می‌دهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان می‌آید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمان‌های پرخواننده‌ای که بی‌واسطه با مخاطب حرف می‌زنند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او ...
دیگر رمان‌های ایوان تورگنیف
پدران و پسران
پدران و پسران فکر اصلی که در این کتاب، در ضمن یک داستان طبیعی و ساده پرورانده شده است، عبارت است از نفاق و جدال بین دو نسل پیر و جوان و طبقات مختلف اجتماع. در این رمان، تورگینف درصدد برآمد که از تمام تجربیات و مشهودات خویش در این خصوص استفاده کند و سوء‌تفاهمی که بین گروه‌های مختلف اجتماع و نسل‌های پیر ...
در آستانه فردا
در آستانه فردا ولی حالا دیگر برای من وطنی جز وطن او وجود ندارد. در آن‌حا قیامی دارد برپا می‌شود. مردم مهیای جنگ هستند. النا، شخصیت محوری داستان، در آستانه فردای دشوارجنگ کریمه ایستاده است.چه بسا جنگ را از سر گذرانده است. پشت به وطن، روی به مزار عشق، که دمی پیش به خاک سپرده است و جنگ را آیا مایه‌ی بیش از ...
یادداشت‌های 1 مرد زیادی
یادداشت‌های 1 مرد زیادی واژه فوق‌العاده‌ای کشف کردم... دقیقا زیادی، فکر نمی‌کنم دیگران از این واژه برای توصیف خودشان استفاده کنند، مردم خشمگین، مهربان، عاقل، احمق، آرام و یا ناآرام‌‌اند اما زیادی... نه. قطعا بدون همه این مردم نیز، دنیا شادمانه به گردش‌اش ادامه می‌دهد... اما بدون شک زیادی بودن نقطه برجسته شخصیت و وجه تمایزشان نیست و زمانی که درباره آن‌ها صحبت می‌کنی، ...
رودین
رودین ... ای دوست! دیگر این موهای سپید، این‌ چین و چروک‌ها، این آستین‌‌های پاره و این جامه‌های مندرس حرف و شوخی نیست. تو همیشه نسبت به من سختگیر بودی، لیکن حق به جانب تو بود، اکنون دیگر سختی و گلایه‌ای از سختگیری نیست، همه چیز به پایان آمده، روغن پیه‌سوز ته کشیده و پیه‌سوز نیز از هم پاشیده و آن‌چه بر ...
مشاهده تمام رمان های ایوان تورگنیف
مجموعه‌ها