در ساعت 5 عصر با آن شکل و شمایل اتو زده از جلو چشمهای حیرت زده زنش میگذرد و به طرف پارکینگ به راه میافتد. بوی ادکلنش بعد از 1000سال خانه را پر کرده و زنش را به عطسه انداخته است.
سر راه 1 دسته رز زرد میخرد. گلی که میداند مرجان چقدر دوست دارد...
۹ رمان
ناهید کبیری نویسنده ایرانی ادبیات کودک و نوجوان است؛ با آثاری شناخته میشود که برای مخاطبان کمسن و خانوادههای فارسیزبان منتشر شدهاند.
درباره جزئیات زندگی شخصی او داده عمومی و قابل اتکای زیادی در دسترس نیست؛ بنابراین معرفی دقیقتر باید بر خود آثار و جایگاه نوشتاری او تکیه کند.
در ادبیات کودک، قصه باید هم فهمپذیر باشد و هم به خیال و عاطفه کودک مجال حرکت بدهد.
کبیری در فضایی مینویسد که زبان ساده، موقعیت آشنا و پایانبندی روشن اهمیت زیادی دارد.
چنین نویسندگانی ...
پرسه در خیابانهای سرد
امروز هم میتوانست مثل هر یکشنبهی دیگری باشد. سنگین و ابری...زنگ کلیسا ساعت به ساعت در فضا بپیچد، صبح در میان بوی قهوه و ملافههای بههم ریخته فرصت فکر کردن به «تو» را کش بدهد و نتهای پراکندهی «موتزارت» از فاصلهی نیمه باز پنجره تا حجم خاکستری ابرها بالا برود.
ساعت را نگاه میکنم و با شمارش انگشتها هشت ساعت و ...
تیراندازی در باکهد
لهجهات خیلی آمریکایی بود. اگر لیلا اسمت را نگفته بود، باور نمیکردم ایرانی باشی. تاکسیدو پوشیده بودی با پاپیون مشکی و پیراهن سفید. گفتی: ”متوجه اسمتان نشدم حنا یا هنا؟“ گفتم ”هیچکدام. اسم من هنار است.“ اسمم را دو بار تکرار کردی بعد پرسیدی ”این اسم از کجا میآید؟“ شانههایم را بالا انداختم: ”حدس بزنید!“