رمان نوجوان

ملاقات با خون‌آشام

خانه‌ی اشباح را دیدم، درست همان‌طوری بود که دراکولا وصفش را در تهران، کوچه‌ی اشباح گفته بود. خیره شده بودم به درخت‌های بلند توی حیاط و پنجره‌های تاریک... یک دفعه متوجه جسم سردی شدم که روی شانه‌ام قرار گرفت... دراکولا آهسته گفت «خیلی وقته که این جا دیگه خونه‌ی من هم هست» ملاقات با خون‌آشام جلد دوم از مجموعه رمان‌های ایرانی خون‌آشام است که با موضوع وحشت برای نوجوانان منتشر می‌شوند. جلد اول با نام تهران، کوچه‌ی اشباح، تجدید چاپ شده است.

افق
9789643696955
۱۳۹۱
۱۲۰ صفحه
۵۱۳ مشاهده
۰ نقل قول
سیامک گل‌شیری
صفحه نویسنده سیامک گل‌شیری
۲۳ رمان سیامک گل‌شیری نویسنده و مترجم ایرانی است. او در اصفهان به دنیا آمد و در ادبیات معاصر ایران با رمان‌ها و داستان‌هایی شناخته می‌شود که برای بزرگسالان، نوجوانان و علاقه‌مندان ژانر نوشته شده‌اند. گل‌شیری از نویسندگانی است که به ادبیات ژانر در ایران توجه نشان داده است. در آثار او، تعلیق، ترس، راز و فضای شهری جایگاه مهمی دارد و همین او را از بسیاری از داستان‌نویسان هم‌نسلش متمایز می‌کند. مجموعه‌های مرتبط با خون‌آشام‌ها و داستان‌های ترسناک او برای مخاطب نوجوان و ...
دیگر رمان‌های سیامک گل‌شیری
من عاشق آدم‌های پولدارم
من عاشق آدم‌های پولدارم
شاهزاده سنگی و چند داستان دیگر (زیباترین داستان‌های 1001 شب 1)
شاهزاده سنگی و چند داستان دیگر (زیباترین داستان‌های 1001 شب 1) «هفت‌صد سال اولی که در این خمره بودم، با خودم عهد کردم هرکس مرا آزاد کند، او را از مال دنیا بی‌نیاز کنم، اما هیچ‌کس مرا آزاد نکرد. در هفت‌صد سال دوم با خودم گفتم که هرکس مرا از این خمره بیرون بیاورد، او را صاحب تمام گنج‌های زمین می‌کنم. اما باز این اتفاق نیفتاد. در طول چهارصد سال بعد ...
آخرین رویای فروغ
آخرین رویای فروغ گفت مرد تعریف می‌کند که یک سال پیش یک روز عصر با پسرش می‌آیند و توی ساحل می‌نشینند، شاید همان اطراف، نزدیک جایی که امیر و دوستانش نشسته بودند، آن‌وقت مرد به سرش می‌زندکه با پسرش بروند توی آب، لباس‌هایشان را درمی‌آورند و می‌زنند به آب، همان‌طور که دست همدیگر را گرفته بودند، چند متری جلو می‌روند، فکر می کردند ...
چهره پنهان عشق
چهره پنهان عشق هنوز لبخندش را، وقتی می‌گفت «مزاحم‌تون نمی‌شم» به یاد دارم. اصرار کردم که برسانمش. وقتی سوار می‌شد، هنوز آن لبخند را به لب داشت. همان شب، وقتی داشتیم توی ماشین حرف می‌زدیم، فکر کردم خیلی دوستش دارم. فکر کردم از همه چیز در این دنیا بیشتر دوستش دارم. اما حالا داشتم با خودم فکر می‌کردم که هرگز دوستش نداشته‌‌ام، حتی ...
جنگل ابر
جنگل ابر نویسنده در تلاش برای یافتن اشکان اربابی، سر از خانه‌ی مخوفی درمی‌آورد که در آن زنی مرموز زندگی می‌کند. زن هر آنچه را که نویسنده مدت‌هاست به دنبال آن بوده، برایش باز می‌گوید، ماجرای غم‌انگیز و هولناکی را که سال‌ها پیش در جنگل ابر رخ داده و هرگز زن را رها نکرده است.
مشاهده تمام رمان های سیامک گل‌شیری
مجموعه‌ها