مجموعه داستان ایرانی

ملکه مارها و چند داستان دیگر (زیباترین داستان‌های 1001 شب 2)

خیلی از بازرگانان در میان جمع خواستند کنیز را بخرند، اما دختر به هیچ‌کدام راضی نشد. دست آخر صاحب کنیز رو کرد به دختر و گفت:«پس خودت یکی را انتخاب کن. به این جمع نگاه کن و خودت یکی را از میان آن‌ها انتخاب کن تا تو را به او بفروشم.» کنیز به دقت به چهره آدم‌هایی که دور تا دورش را گرفته بودند نگاه کرد و یک دفعه چشمش به علی مجدالدین افتاد که گوشه‌ای ایستاده بود. یک آن احساس کرد قلبش به تپش افتاده. بی‌اختیار دستش را بلند کرد و انگشتش را به سمت او گرفت. گفت:«این همان مردی است که دلم می‌خواهد او مرا بخرد.» همه بازرگانان برگشتند و به علی نگاه کردند که با تعجب به کنیز خیره شده بود. زمرد گفت:«جز این مرد، هیچ‌کس را نمی‌خواهم.» رو به صاحبش گفت:«تو قول دادی مرا به هرکس خودم خواستم می‌فروشی.»

هوپا
9786008869788
۱۷۶ صفحه
۱۱۷ مشاهده
۰ نقل قول
سیامک گل‌شیری
صفحه نویسنده سیامک گل‌شیری
۲۳ رمان سیامک گل‌شیری نویسنده و مترجم ایرانی است. او در اصفهان به دنیا آمد و در ادبیات معاصر ایران با رمان‌ها و داستان‌هایی شناخته می‌شود که برای بزرگسالان، نوجوانان و علاقه‌مندان ژانر نوشته شده‌اند. گل‌شیری از نویسندگانی است که به ادبیات ژانر در ایران توجه نشان داده است. در آثار او، تعلیق، ترس، راز و فضای شهری جایگاه مهمی دارد و همین او را از بسیاری از داستان‌نویسان هم‌نسلش متمایز می‌کند. مجموعه‌های مرتبط با خون‌آشام‌ها و داستان‌های ترسناک او برای مخاطب نوجوان و ...
دیگر رمان‌های سیامک گل‌شیری
شاهزاده سنگی و چند داستان دیگر (زیباترین داستان‌های 1001 شب 1)
شاهزاده سنگی و چند داستان دیگر (زیباترین داستان‌های 1001 شب 1) «هفت‌صد سال اولی که در این خمره بودم، با خودم عهد کردم هرکس مرا آزاد کند، او را از مال دنیا بی‌نیاز کنم، اما هیچ‌کس مرا آزاد نکرد. در هفت‌صد سال دوم با خودم گفتم که هرکس مرا از این خمره بیرون بیاورد، او را صاحب تمام گنج‌های زمین می‌کنم. اما باز این اتفاق نیفتاد. در طول چهارصد سال بعد ...
آخرین رویای فروغ
آخرین رویای فروغ گفت مرد تعریف می‌کند که یک سال پیش یک روز عصر با پسرش می‌آیند و توی ساحل می‌نشینند، شاید همان اطراف، نزدیک جایی که امیر و دوستانش نشسته بودند، آن‌وقت مرد به سرش می‌زندکه با پسرش بروند توی آب، لباس‌هایشان را درمی‌آورند و می‌زنند به آب، همان‌طور که دست همدیگر را گرفته بودند، چند متری جلو می‌روند، فکر می کردند ...
شب طولانی
شب طولانی
جنگل ابر
جنگل ابر نویسنده در تلاش برای یافتن اشکان اربابی، سر از خانه‌ی مخوفی درمی‌آورد که در آن زنی مرموز زندگی می‌کند. زن هر آنچه را که نویسنده مدت‌هاست به دنبال آن بوده، برایش باز می‌گوید، ماجرای غم‌انگیز و هولناکی را که سال‌ها پیش در جنگل ابر رخ داده و هرگز زن را رها نکرده است.
نفرین‌شدگان
نفرین‌شدگان
مشاهده تمام رمان های سیامک گل‌شیری
مجموعه‌ها