دوست داشتم بروم کنارش بنشینم و بیمقدمه بگویم: یادته من با یکی از بچههای همسایه بازی میکردم، اون کی بود؟ بعد هم خانهای که در خواب میدیدم را توصیف کنم و بپرسم: اونجا خونه ما بود؟ ما حوض و درخت نخل داشتیم؟
۱۸ رمان
تکین حمزهلو، رماننویس و فیلمنامهنویس ایرانی است و نامش با آثاری شناخته میشود که به عشق، خانواده، روابط عاطفی و بحرانهای اجتماعی نزدیکاند. زندگی و کار او نشان میدهد ادبیات چطور میتواند از تجربهای شخصی، تاریخی یا فرهنگی به روایتی ماندگار برسد.
مسیر نویسندگی او با توجه به انسان و موقعیت شکل گرفته است. در آثارش شخصیتها فقط برای پیش بردن ماجرا نیستند؛ آنها با ترس، آرزو، شکست، ایمان یا انتخابهایی روبهرو میشوند که به متن عمق میدهد.
از آثار یا زمینههای ...
عطر بهارنارنج
پنجره را بستم و تکههای سفال گلدان را برداشتم و گیاه را در یک شیشه شیر خالی گذاشتم و داخلش آب ریختم و شروع کردم به جارو کردن خاکها، همانطور که خاکها را در سطل آشغال میریختم ناخودآگاه فکر کردم چقدر حکایت این گلدان شکسته شبیه من است! گیاهش ناامن و نامطمئن به آینده در یک شیشه آب مانده، نه ...
مهر و مهتاب
از "مهتاب عشق " تا "مهر زندگی"
مهتاب یادآور عشق است و تکرار دلدادگی.
و مهر در پس مهتاب و نمایانگر گرمای زندگی.
مهر و مهتاب همان گرمای عشق هر روزهی ماست و روایت آن تکراری است از زندگی با نیمنگاهی متفاوت.
قصه ناتمام
دورههای زنانه هم این بدیها را دارند. اولش همه خوب و شیک از داراییها و خانه و زندگیشان گزارش میدهند. بعد سرک میکشند در زندگی خصوصی همدیگر و بعد هم بدون اینکه تخصص داشته باشند به هم راه کار نشان میدهند و نسخه میپیچند...
بعد از او
این کتاب یک رمان است. زن جوانی پس از شش سال زندگی مخفیانه سرانجام سرگذشت عجیب و پرفراز و نشیب خود را با دو تن از همسایگانش در میان میگذارد و ما را با خود به دنیایی میبرد که متعلق به آن بوده است. دنیایی که سرشار از عشق و فداکاری و شجاعت و دلاوری است...
دختری در مه
فکر میکنم دختران بسیاری هستند که در هالهای از مه زندگی میکنند:
دخترانی که تنها در قصهها نیستند،
آنها واقعیت دارند و در میان همان مه
روزهای عمر را میگذرانند.
نمیدانم... ولی شاید سرنوشت او را در سر راه من قرار داده بود، تا زندگیاش را ببینم و امروز راوی آن باشم.