دستنوشتههایش را برده بود جای خلوت و دنجی زیر درخت کهن بلوط که بنویسد. قلمش روی کاغذ نمیگشت. مغزش کار نمیکرد. چند سطری مینوشت و میماند. جملههایی که روی کاغذ آمده بود روح نداشت از عمق احساسش بیرون نزده بود انشاگونه بود.
۳۵ رمان
جمال میرصادقی، نویسنده و مدرس داستاننویسی ایرانی است و در میان خوانندگان با آثاری شناخته میشود که به داستان کوتاه، آموزش نویسندگی و نقد ادبی نزدیکاند. زندگی و کار او نشان میدهد که ادبیات میتواند از دل تجربههای فردی، جهانهایی عمومی و ماندگار بسازد.
مسیر نویسندگی او با توجه به جزئیات انسانی شکل گرفته است. در نوشتههایش معمولاً شخصیتها فقط حامل ماجرا نیستند؛ آنها با گذشته، ترسها، امیدها و انتخابهایی روبهرو میشوند که داستان را پیش میبرند.
از آثار یا زمینههای شناختهشده ...
یک شاخه گل سرخ
مجموعهداستان «یک شاخه گل سرخ» سالها پیش از این، در خارج از ایران منتشر شدهاست و اکنون برای اولینبار در ایران نیز به چاپ میرسد. «یک شاخه گل سرخ» داستان دلدادگی جوانی است که در چنبره زمان و مکان و خیال اسیر شدهاست و خود را تنها در آینه معشوق باز مییابد.
آتش از آتش
علیخان پالتوش را به دوش میگیرد و دم در میرود.
بنز آلبالویی رنگی زیر چراغ برق کوچه ایستاده. مرد خوشپوش و آراستهای جلو در خانه میآید و با علیخان احوالپرسی گرمی میکند.
آنوقت به بنز آلبالویی رنگ اشاره میکند.
دیگه مثه تختی نمی آد
کتاب دیگه مثه تختی نمی آد نوشته جمال میرصادقی است. این کتاب مجموعهای داستان کوتاه است که همه در شخصیت یا موقعیت خاصی مشترک هسند و به هم چسباندن آنها یک رمان را شکل داده است. این روش شیوهای نوین است.