رمان خارجی

شرکت سهامی آدم‌های مصنوعی

(Les pomm es dor du soleil)

... دانشمندی که پس از سیصد سال از فضای بیکران بیرون کشیده می‌شود تا راز سلاحی را در اختیار انسان‌ها بگذارد که می‌تواند به نبرد دیرپای زمین و مریخ پایان دهد... سیاره‌ای مرموز که ساکنان جنگ‌جویش طی نبردهای طولانی نابود شده‌اند و جان‌های بی‌قالب‌شان در کمین سفینه شکسته‌ای شوربخت است که گذرش به آن‌جا بیفتد و مغزش صحنه مبارزاتی شود که هر کدام خود می‌خواهند در آن قالب جای گیرند...

قاسم صنعوی
گل آذین
9786006414096
۱۳۹۳
۱۶۸ صفحه
۶۰۵ مشاهده
۰ نقل قول
ری برادبری
صفحه نویسنده ری برادبری
۷ رمان ری برادبری نویسنده آمریکایی علمی‌تخیلی و فانتزی است؛ با تخیل شاعرانه و هشدارهای انسانی‌اش درباره تکنولوژی و سانسور شناخته می‌شود. او با واکگان، ایلینوی، آمریکا پیوند دارد و همین زمینه در نگاه و جهان آثارش رد پیدا کرده است. «فارنهایت ۴۵۱» مشهورترین اثر اوست؛ رمانی درباره کتاب‌سوزی، کنترل فکر و تنهایی انسان در جامعه رسانه‌ای. برادبری علمی‌تخیلی را با زبان شاعرانه و عاطفه انسانی ترکیب می‌کند. او نشان داد خیال‌پردازی درباره آینده می‌تواند بسیار نزدیک به ترس‌های امروز باشد. برای خواننده فارسی، برادبری نویسنده‌ای گرم ...
دیگر رمان‌های ری برادبری
حکایت‌های مریخ
حکایت‌های مریخ شاید اشتباه باشد که تام را نگاه دارد، اما بعد از مدتی، وقتی هیچ‌چیز جز غم و مصیبت در زندگی‌ات نباشد، وقتی درست همان چیزی که شده تنها آرزویت جلویت ظاهر شود، آن وقت چه‌طور می‌توانی طردش کنی؟ اصلا هم مهم نیست که یک روز پیشت می‌ماند یا کمی بیشتر، مهم این است که هست، آمده، رخ داده. مهم نیست ...
سرزمین اکتبر
سرزمین اکتبر کشوری که همیشه آخر سال است. کشوری که تپه‌هایش خود مه و رودخانه‌هایش خود ابرآلودگی است؛ آن‌جا که ظهرش تند گذر است و شفق و شبش پا سفت‌کنان؛ و نیم شبش نمی‌گذرد. این کشوری است برآمده از سرداب‌ها، زیر سرداب‌ها، خاکه زغال، کمدها، زیر شیروانی‌ها و پستوها. این کشوری که مردمش خزان‌وارند تنها افکار سرد از ضمیرشان می‌گذرد. مردمش می‌گذرند ...
فارنهایت 451
فارنهایت 451 خون در سرش جمع می‌شود و دستانش تبدیل به دستان مسحور کننده رهبر ارکستری می‌شوند که تمام سمفونی‌های اندوهناک و سوزان برجسته تاریخ را می‌نوازند. کلاه خودش که عدد 451 را بر تن سرد و بی‌روح خود می‌بیند را بر سر دارد. چشمانش آتشی سرخ در خود دارند و آکنده از اندیشه آینده هستند. مرد تلنگری بر آتش زنه می‌زند ...
ماشین کلیمانجارو
ماشین کلیمانجارو «ری داگلاس برادبری» در 22 اوت 1920 در شهری از ایالت «ایلی نویز» آمریکا به دنیا آمد. از کودکی شیفته ادبیات و مطالعه شد. اولین قصه‌اش را به سن 12 سالگی بر کاغذ بسته‌بندی گوشت نوشت. در دبیرستان در یک دوره کلاس‌های داستان‌نویسی شرکت کرد. دوران نوجوانی او مصادف با آغاز عصر فضا بود. فضا، پرواز و اعصار آینده، گسترش ...
مشاهده تمام رمان های ری برادبری
مجموعه‌ها