مجموعه داستان خارجی

ماشین کلیمانجارو

«ری داگلاس برادبری» در 22 اوت 1920 در شهری از ایالت «ایلی نویز» آمریکا به دنیا آمد. از کودکی شیفته ادبیات و مطالعه شد. اولین قصه‌اش را به سن 12 سالگی بر کاغذ بسته‌بندی گوشت نوشت. در دبیرستان در یک دوره کلاس‌های داستان‌نویسی شرکت کرد. دوران نوجوانی او مصادف با آغاز عصر فضا بود. فضا، پرواز و اعصار آینده، گسترش آزادی بی‌نهایتی را در زمینه خیال‌پردازی‌های او فراهم آوردند. برادبری همیشه در داستان‌های فانتزی‌اش نسبت به افراط در استفاده از تکنولوژی و قطع ارتباط با طبیعت هشدار می‌دهد. شهرت برادبری در دهه 1940 آغاز شد. در سال‌های 1946، 1952 و 1958 جایزه بهترین مجموعه داستان کوتاه سال را به دست آورد. در سال 2000 او جایزه «بنیاد ملی کتاب» را به خاطر سهم عظیمش در ادبیات آمریکا به دست آورد. از آثار دیگر او رمان بسیار معروف «451 درجه فارنهایت» و «مرد منقوش» می‌باشد.

پنجره
9789647822558
۱۳۸۸
۲۴۸ صفحه
۱۰۱۸ مشاهده
۰ نقل قول
ری برادبری
صفحه نویسنده ری برادبری
۷ رمان ری برادبری نویسنده آمریکایی علمی‌تخیلی و فانتزی است؛ با تخیل شاعرانه و هشدارهای انسانی‌اش درباره تکنولوژی و سانسور شناخته می‌شود. او با واکگان، ایلینوی، آمریکا پیوند دارد و همین زمینه در نگاه و جهان آثارش رد پیدا کرده است. «فارنهایت ۴۵۱» مشهورترین اثر اوست؛ رمانی درباره کتاب‌سوزی، کنترل فکر و تنهایی انسان در جامعه رسانه‌ای. برادبری علمی‌تخیلی را با زبان شاعرانه و عاطفه انسانی ترکیب می‌کند. او نشان داد خیال‌پردازی درباره آینده می‌تواند بسیار نزدیک به ترس‌های امروز باشد. برای خواننده فارسی، برادبری نویسنده‌ای گرم ...
دیگر رمان‌های ری برادبری
سرزمین اکتبر
سرزمین اکتبر کشوری که همیشه آخر سال است. کشوری که تپه‌هایش خود مه و رودخانه‌هایش خود ابرآلودگی است؛ آن‌جا که ظهرش تند گذر است و شفق و شبش پا سفت‌کنان؛ و نیم شبش نمی‌گذرد. این کشوری است برآمده از سرداب‌ها، زیر سرداب‌ها، خاکه زغال، کمدها، زیر شیروانی‌ها و پستوها. این کشوری که مردمش خزان‌وارند تنها افکار سرد از ضمیرشان می‌گذرد. مردمش می‌گذرند ...
شرکت سهامی آدم‌های مصنوعی
شرکت سهامی آدم‌های مصنوعی ... دانشمندی که پس از سیصد سال از فضای بیکران بیرون کشیده می‌شود تا راز سلاحی را در اختیار انسان‌ها بگذارد که می‌تواند به نبرد دیرپای زمین و مریخ پایان دهد... سیاره‌ای مرموز که ساکنان جنگ‌جویش طی نبردهای طولانی نابود شده‌اند و جان‌های بی‌قالب‌شان در کمین سفینه شکسته‌ای شوربخت است که گذرش به آن‌جا بیفتد و مغزش صحنه مبارزاتی شود ...
ساحره سرگردان
ساحره سرگردان در همه‌ی عمر شبی وجود دارد که هرگز آن را فراموش نمی‌کنی. اگر دانستی که این شب دارد از راه می‌رسد، و این شب همان شب بخصوص خواهد بود، پس بگیرش و نگاهش‌دار و هیچ مپرس و با هیچ‌کس هم پس از آن حرف نزن. اگر گذاشتی که این شب از دستت بگریزد، دیگر تکرار نخواهد شد...
حکایت‌های مریخ
حکایت‌های مریخ شاید اشتباه باشد که تام را نگاه دارد، اما بعد از مدتی، وقتی هیچ‌چیز جز غم و مصیبت در زندگی‌ات نباشد، وقتی درست همان چیزی که شده تنها آرزویت جلویت ظاهر شود، آن وقت چه‌طور می‌توانی طردش کنی؟ اصلا هم مهم نیست که یک روز پیشت می‌ماند یا کمی بیشتر، مهم این است که هست، آمده، رخ داده. مهم نیست ...
مشاهده تمام رمان های ری برادبری
مجموعه‌ها