نمایش‌نامه

عشق کور

هوش ما رو با ای توفنگ قاضت نترسون، تو که می‌دونی تفنگ همیشه اسباب‌بازی بچه‌های عشایر بوده! ما چشممون آ ای چیزا پره.

9789640012987
۱۳۸۹
۳۲ صفحه
۲۹۷ مشاهده
۰ نقل قول
عبدالرضا حیاتی
صفحه نویسنده عبدالرضا حیاتی
۱۶ رمان عبدالرضا حیاتی، نویسنده ایرانی است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به داستان، روایت فارسی و تجربه اجتماعی نزدیک‌اند. در معرفی او، بهتر است به جای جمله‌های کلیشه‌ای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتاب‌هایش برمی‌گرداند. مسیر کار او نشان می‌دهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان می‌آید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمان‌های پرخواننده‌ای که بی‌واسطه با مخاطب حرف می‌زنند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او می‌توان به کتاب‌ها ...
دیگر رمان‌های عبدالرضا حیاتی
خانم گل
خانم گل مگه میشه آدم بیاد تو جنگل و اسم خانم گل رو نشنوه... همه درختا، گلا، چشمه‌ها و حیوونای جنگل تو رو میشناسن.
یه باغ گل توی دلم پرپر می‌شه
یه باغ گل توی دلم پرپر می‌شه می‌خوای یکی از غنچه‌ها رو که تازه متولد شده ببینی؟ اون مثل علی‌اصغر تشنه‌اس.
فرشته‌ای با بال شکسته
فرشته‌ای با بال شکسته دختربچه: کاش منم مثل تو بال داشتم!... بسیجی: وقتی دل‌شکسته باشه... بال به چه دردی می‌خوره...؟
نسل آتش
نسل آتش مرد: حالا که خالیست عرصه و رفته‌اند مردان مرد از یاد. زن: و گرگ‌ها زوزه می‌کشند دوباره، پشت هر دیوار مرد: و پژمرده می‌شوند، لاله‌‌ها در بی‌کسی، عطش می‌کند بیداد. زن: نیست کسی، تا بکشد به نخل‌های بریده سر، دست از مهر.
به رنگ حماسه
به رنگ حماسه بدبختی پیری اینه که آدم مرگ عزیزاشو ببینه و خودش حسرت مرگ داشته باشه.
مشاهده تمام رمان های عبدالرضا حیاتی
مجموعه‌ها