نمایش‌نامه

بچه‌های زهرا

باور می‌کنی، من کربلا رو امشب تو تکیه کوچیک و با صفای یه مشت بچه دیدم.

9789640012970
۱۳۸۹
۳۲ صفحه
۲۷۷ مشاهده
۰ نقل قول
عبدالرضا حیاتی
صفحه نویسنده عبدالرضا حیاتی
۱۶ رمان عبدالرضا حیاتی، نویسنده ایرانی است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به داستان، روایت فارسی و تجربه اجتماعی نزدیک‌اند. در معرفی او، بهتر است به جای جمله‌های کلیشه‌ای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتاب‌هایش برمی‌گرداند. مسیر کار او نشان می‌دهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان می‌آید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمان‌های پرخواننده‌ای که بی‌واسطه با مخاطب حرف می‌زنند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او می‌توان به کتاب‌ها ...
دیگر رمان‌های عبدالرضا حیاتی
یه باغ گل توی دلم پرپر می‌شه
یه باغ گل توی دلم پرپر می‌شه می‌خوای یکی از غنچه‌ها رو که تازه متولد شده ببینی؟ اون مثل علی‌اصغر تشنه‌اس.
عشق کور
عشق کور هوش ما رو با ای توفنگ قاضت نترسون، تو که می‌دونی تفنگ همیشه اسباب‌بازی بچه‌های عشایر بوده! ما چشممون آ ای چیزا پره.
اسب خونین یال
اسب خونین یال اما هاشم این کره اسب رو از جبهه‌ها با خودش آورده، اون یه کره اسب اصیل عربیه. کسی که این کره اسب رو بهش هدیه کرده گفته از نسل ذوالجناحه.
به رنگ حماسه
به رنگ حماسه بدبختی پیری اینه که آدم مرگ عزیزاشو ببینه و خودش حسرت مرگ داشته باشه.
مشاهده تمام رمان های عبدالرضا حیاتی
مجموعه‌ها