نمایش‌نامه

هم‌زاد (نمایش‌نامه در 8 صحنه)

علیرضا کوشک جلالی، نویسنده و کارگردان مقیم آلمان، و عضو کانون کارگردانان آلمانی (ZBF) است. اکثر کارهای جلالی به زبان آلمانی است. وی اولین نویسندة ایرانی است که جایزة نمایش‌نامه‌نویسی مردمی آلمان را برای نمایش‌نامة " با کاروان سوخته"- از آن خود کرده است. این نمایشنامه در شش شهر آلمان، سوئیس و اتریش روی صحنه رفته و جوایز متعددی را از آن خود کرده است. جلالی در سال 2005 بر اساس فیلم " جاده" اثر فلمینی، نمایشی را کارگردانی کرد که مورد تحسین پرشور تماشاچیان و منتقدان آلمانی واقع شد. جلالی این نمایشنامه را ابتدا به زبان آلمانی نوشته و اجرا کرد و نشان داد که او هنر تئاتر آلمان و اروپا را به خوبی درک کرده است و تسلط خود را بر زبان آلمانی به خوبی به رخ کشید. گفت‌وگوها چنان استخواندار و زیبا نوشته شده‌اند که بعید بنظر می‌رسد آن را یک خارجی نوشته باشد. جلالی با این کار قدم دیگری در مسیر تثبیت نام خود به عنوان کارگردانی موفق در تئاتر آلمان برداشته است...

قطره
9789643416010
۱۳۸۶
۶۴ صفحه
۶۷۳ مشاهده
۰ نقل قول
ژان پل سارتر
صفحه نویسنده ژان پل سارتر
۴۴ رمان ژان پل سارتر، فیلسوف، نمایشنامه‌نویس و رمان‌نویس فرانسوی، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در پاریس به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با فلسفه اگزیستانسیالیسم، ادبیات و فعالیت سیاسی شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با «تهوع»، «دست‌های آلوده» و آثار ...
دیگر رمان‌های ژان پل سارتر
سن عقل
سن عقل داستان رمان رمان سن عقل در سال 1938 می گذرد و به زندگی مردی فرانسوی به نام متیو می پردازد. متیو، استاد فلسفه است و فکر کردن به مفهوم آزادی، او را رها نمی کند. همزمان با نزدیک شدن سایه ی شوم جنگ جهانی دوم و پیچیده تر شدن زندگی شخصی متیو به خاطر حاملگی معشوقه اش، تلاش او برای ...
زنان تروا
زنان تروا آندروماک: از چه می‌نالی؟ این سیه‌بختی از آن من است. هکوب: از آن ماست! آندروماک: نه. هکوب: مگر شما فرزندان من نیستید؟ آندروماک: فرزندان تو بودیم. هکوب: من سوگوار همه پسرانم هستم. آندروماک: و من سوگ «هکتور» را دارم و بس. هکوب: من بر شهرمان که در آتش می‌سوزد می‌گریم. آندروماک: من بر شهر «هکتور» می‌گریم. هکوب: بر خانه شاهانه. آندروماک: بر خانه‌ای که در آن زن شدم و آستیاناکس ...
شاهدی بر زندگی من
شاهدی بر زندگی من بعد از انتظاری بیهوده به این نتیجه رسیدم که صفحات موسیقی‌ای را که برایت فرستاده بودم دریافت نکرده‌ای. البته واقعیت این است که با حس تجربیم آن‌ها را به عنوان نامه مهر زدم و در باجه مواد چاپی انداختم. بی‌شک مشکلی پیش آمده است. دیگر نامه‌های مرا موعظه‌های کوچک نخوان. می‌دانی که نه دوست دارم به نظر 1 شاگرد بیایم ...
دوزخ
دوزخ این مجسمه این‌جاست، هر وقت نگاش می‌کنم می‌فهمم که توی جهنم هستم. همه چیز از قبل پیش‌بینی شده‌س. هیچ‌وقت باور نمی‌کردم که چه حرف‌هایی درباره این‌جا می‌زدن... جهنم پر از وسایل شکنجه‌س، یادتونه؟ ولی جهنم دیگرانند... جهنم شما هستید...
دست‌های آلوده
دست‌های آلوده طبقه اول یک خانه کوچک کنار جاده است. طرف راست در ورودی و یک پنجره است که رو دری آن بسته شده. آخر صحنه تلفن روی گنجه است. طرف چپ نزدیک ته صحنه یک در دیگر هست. میز و صندلی‌ها و اثاث اتاق غیر عادی و ارزان‌قیمت است. حس می‌شود که زنی که در این اتاق زندگی می‌کند نسبت به ...
مشاهده تمام رمان های ژان پل سارتر
مجموعه‌ها