نمایش‌نامه

3 نمایش‌نامه از لورکا (عروسی خون - یرما - خانه ‌برناردا آلبا)

"اکثر قهرمانان درام لورکا، بار گران ‌وزنی را به دوش می‌کشند. بار آیین و رسومی خانوادگی، بار سنن ستم‌گر و سخت‌گیر شرافتی که امروز دیگر به هیچ روی قابل درک و فهم نیست. مردها، بچه‌ها، مادران ـ که در همه حال، از دید لورکا، قربانی شرایط‌اند ـ بدین سنت گردن می‌نهند. به بیان دیگر: آنان با اطاعت و انقیاد خویش حتی به هنگامی که از آن جز درد و رنج حاصلی بر نخواهند گرفت، سنت‌ها را جاودانی می‌کنند. و از آن‌جا که مادران بدین سنن خانوادگی سر تسلیم فرود می‌آورند، مرگ یا قربانی شدن فرزندان خود را چون امری اجتناب ناپذیر می‌پذیرند."

احمد شاملو
چشمه
9789643620097
۱۳۹۳
۳۲۸ صفحه
۱۰۸۹ مشاهده
۰ نقل قول
فدریکو گارسیا لورکا
صفحه نویسنده فدریکو گارسیا لورکا
۱۴ رمان فدریکو گارسیا لورکا، شاعر و نمایشنامه‌نویس اسپانیایی است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به عشق، مرگ، سرکوب، موسیقی و فرهنگ اسپانیا نزدیک‌اند. در معرفی او، بهتر است به جای جمله‌های کلیشه‌ای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتاب‌هایش برمی‌گرداند. مسیر کار او نشان می‌دهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان می‌آید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمان‌های پرخواننده‌ای که بی‌واسطه با مخاطب حرف می‌زنند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده ...
دیگر رمان‌های فدریکو گارسیا لورکا
خانه برنارد آلبا
خانه برنارد آلبا درون‌مایه این کتاب، آشفتگی زندگی خانواده زنی شصت ساله است که شوهرش به تازگی فوت کرده و 5 دخترش از 20 ساله تا 39 ساله هنوز مجرد و خانه‌نشین هستند.داستان بسیار هیجان‌آور و جذاب است... .
عروسی خون
عروسی خون عروسی خون سرگذشت دو انسان شوریده عاشق است که جدایی‌شان از یکدیگر برایشان حکم مرگ را دارد و یکی شدنشان نیز به مرگشان می‌انجامد، با این تفاوت که مرگ در صورت نخست در هجران معشوق است و مرگ دوم برای رهایی از هجران،‌ در هر صورت برای شیفتگان راه عشق صورت سومی وجود ندارد. لورکا در عروسی خون زیباترین بیان ...
یرما
یرما یرما سرگذشت زن جوان روستایی است که خواهان آفرینش است. آفرینشی که هویت مادرانه‌اش را به ثبت برساند. او در این راه تلاشی درخور از خود نشان می‌دهد. یرما در برابر تمامی آنچه که مانع آفرینش اوست، می‌ایستد، اما چون زنی است با امکانات بسته‌ی روستایی، کاری از پیش نمی‌برد، زیر شوی که بعد دیگر آفرینش اوست، پربار نیست. از این‌رو، ...
یرما
یرما برای این که به ستوه اومده‌ام. برای این که از دست‌هایی که فقط به درد خودم می‌خوره، خسته شده‌م. برای این که من تحقیر شده‌م. برای این که وقتی می‌بینم گندم جوونه می‌زنه، چشمه بی‌وقفه آب می‌ده، گوسفندها هزار تا هزار تا بره به دنیا می‌آرن، سگ‌ها... وقتی اینا رو می‌بینم، حس می‌کنم که من تحقیر شده‌م. طبیعت تمام زاده‌های ...
5 نمایش‌نامه عروسکی
5 نمایش‌نامه عروسکی
مشاهده تمام رمان های فدریکو گارسیا لورکا
مجموعه‌ها